پنج شنبه , ۲۴ آبان ۱۳۹۷
آخرین مطالب
خانه » اصول عقاید » امامت » ائمه » چهل حدیث از پیشوایان معصوم در ارتباط با حضرت حجّهبن الحسن العسکری(قسمت دوّم)

چهل حدیث از پیشوایان معصوم در ارتباط با حضرت حجّهبن الحسن العسکری(قسمت دوّم)

images

چهل حدیث از پیشوایان معصوم در ارتباط با حضرت حجّهبن الحسن العسکری(قسمت دوّم)

 (۱۶)

   عن الرَّیّانِ‏بن الصَّلْت قال: قُلتُ لِلرِّضاعلیه‏السلام: أنتَ صاحبُ هذَا الْأمْرِ؟ فقال: أنَا صاحِبُ هذَا الْأمْرِ وَلکنّی لَسْتُ بِالَّذی أمْلأُها عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً، و کَیْفَ أکونُ ذلک عَلى ما تَرى مِنْ ضَعْفِ بَدَنی، وَ إنَّ الْقائِمَ هُوَ الّذی إذا خَرَجَ کانَ فی سنِّ الشُّیُوخِ وَ مَنْظَرِ الشُّبّانِ، قویّاً فی بَدَنِهِ حَتّى لَوْ مَدَّ یَدَهُ إِلى أعْظَمِ شَجَرَهٍ عَلى وَجْهِ الْأرْضِ لَقَلَعَها، وَ لَوْ صاحَ بَیْنَ الْجِبالِ لَتَدَکْدَکَتْ صُخُورُها. یَکُونُ معَهُ عَصا مُوسى، وَ خاتَمُ سُلَیْمانَ علیهماالسلام. ذاکَ الرّابِعُ مِنْ وُلْدی، یُغَیِّبُهُ اللَّهُ فی سِتْرِهِ ما شاء، ثُمَّ یُظْهِرُهُ فَیَمْلَأُ (بِهِ) الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً۱ .
ریّان بن صلت گفت: به حضرت رضاعلیه‏السلام عرضه داشتم: آیا شما صاحب این امر -امامت و ولایت- هستید؟ فرمودند: من صاحب این امر هستم ولى من آن کسى نیستم که زمین را پر از عدل کنم، همانگونه که سرشار  از جور و ستم باشد. و من چگونه آن -عدل گستر- باشم با وجودى که ناتوانى جسم مرا مى‏بینى. در صورتى که قائم -آل محمّد علیهم‏السلام- کسى است که چون خروج کند در سنّ پیران و در دیدگاه -مردم- همچون جوانان بوده و با بدنى قدرتمند است؛ آن چنان که اگر دستش را به سوى بزرگترین درخت روى زمین دراز کند آنرا از جا بر مى‏کند و اگر در میان کوهها فریاد برآورد، سنگهاى آنان متلاشى مى‏گردند. -دیگر از نشانه‏هاى او این است که- عصاى موسى و انگشتر سلیمان‏ علیهماالسلام همراه اوست. آن -حجّت خدا- چهارمین فرزند من است. خداوند اورا در پرده غیبتش تا هر زمان‏که بخواهد پنهان مى‏دارد. سپس اورا ظاهر ساخته و زمین‏را به‏ وجود او آکنده از قسط و عدل خواهد کرد همانگونه که از جور و ظلم پر شده باشد .

* تأکید فراوان امامان معصوم علیهم‏السلام بر این که قائم آل محمّد علیهم‏السلام فرزند کیست و نشانه‏هاى او کدام است، براى این مى‏باشد که شیعه در هیچ زمان فریب دروغ پردازان را نخورده و به امید سرابى دست از حجّت خدا که مایه حیات است برندارد.
* یکى از نشانه‏هاى امام زمان‏علیه‏السلام چهره جوان اوست با وجودى که حضرتش از کهولت سنّ برخوردار است.
* معجزات همه پیامبران علیهم‏السلام علاوه بر علوم و کتابهاشان در نزد یگانه وارث آنان حضرت حجّه بن الحسن العسکرى‏علیهماالسلام مى‏باشد.
* تأکید مکرّر پیشوایان معصوم علیهم‏السلام بر اینکه تنها کسى که قیام مسلّحانه خواهد کرد و جهان را از بى عدالتى و تجاوز مى‏رهاند فقط و فقط حجت برگزیده خدا حضرت مهدى‏علیه‏السلام است، نه امامان و رهبران دیگر.

    (۱۷)

   عن عَبْدِالسَّلامِ‏بنِ صالِحِ الْهِرَوی قال: سَمِعْتُ دِعْبلَ‏بنَ علیٍّ الْخُزاعىَّ یقولُ: أنْشَدتُ مَولای الرِّضا علیَّ بنَ مُوسَى‏علیهماالسلام قصیدَتىَ الّتی أوَّلُها 
 مَدارِسُ آیاتٍ خَلَتْ مِن تلاوَهٍ
و مَنزِلُ وَحْىٍ مُقْفَرُ العَرَصات
 فَلَمَّا انْتَهَیْتُ إلى قولى :
 خُروجُ إمامٍ لا مَحالهَ خارجٌ
یقُومُ علَى اسْمِ اللَّهِ وَ الْبَرَکاتِ
 یُمیِّزُ فینا کُلّ‏حقٍّ و باطلٍّ
ویَجْزى علَى‏النَّعْماءِ وَالنَّقَماتِ
 بَکَى الرِّضاعلیه‏السلام بُکاءً شَدیداً، ثمَّ رَفَعَ رأْسَهُ إلىَّ فقالَ لی: یا خُزاعىُّ نَطَقَ رُوحُ الْقُدُسِ على لِسانِکَ بهذَیْنِ الْبَیْتَیْنِ، فَهَلْ تدری مَنْ هذا الْإمامُ وَ مَتى یقُومُ؟ فقلتُ: لا یا مولاى إلاّ أنّی سَمِعْتُ بِخُرُوجِ إِمامٍ مِنْکُمْ یُطهِّرُ الْأرْضَ مِنَ الْفَسادِ وَ یَمْلَأُها عدلاً (کَما مُلِئَتْ جَوْراً). فَقالَ: یا دِعْبل، الْإمامُ بَعْدى مُحَمَّدٌ ابنى، وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلىٌّ، و بعدَ علىٍّ ابْنُهُ الْحَسَنُ، و بَعْدَ الْحَسنِ ابْنُهُ الحُجّهُ الْقائِمُ الْمُنتَظَرُ فی غَیْبَتِهِ، الْمُطاعُ فی ظُهُورِهِ، لَو لَمْ یَبْقِ مِنَ الدُّنْیا إلاّ یَومٌ واحدٌ لَطَوَّلَ اللَّهُ عزَّ و جَلَّ ذلِکَ الْیَوْمَ حَتّى یَخْرُجَ فَیَمْلَأَ الَأرضَ عَدْلاً کَما مُلِئَتْ جَوْرا۲ً .
عبدالسّلام بن صالح هروى گفت: از دعبل خزاعى شنیدم که مى‏گفت: براى مولایم حضرت ابوالحسن الرّضاعلیه‏السلام قصیده‏اى را سرودم که اوّلش این بود :
 مَدارِسُ آیاتٍ خَلَتْ مِنْ تلاوهٍ
و مَنْزِلُ وَحْى مُقْفَر العَرَصات
 –خانه‏هاى اهل بیت پیامبر که- محلّ تدریس آیات الهى -بود- اکنون خالى از تلاوت است. و خانه هایى که محّل فرود وحى الهى بود اکنون عرصه‏هاى آن خالى از عبادت و هدایت است .
 وقتى که به این دو بیت رسیدم :
 خُرُوجُ إمامٍ لا مَحالَهَ خارِجٌ
یَقُومُ عَلَى اسمِ اللَّهِ وَ الْبَرَکاتِ
 –آنچه امید دارم- قیام امامى است که البته خروج خواهد کرد بنام خدا و با برکتهاى بسیار .
 یُمیِّزُ فینا کلَّ حقٍّ و باطلٍّ
و یَجْزى عَلَى النَّعْماءِ وَ النَّقَماتِ
 هر حقّ و باطلى را در میان ما از هم جدا مى‏کند و مردم را بر نعمتها و نقمتها پاداش مى‏دهد .
 امام ابوالحسن الرّضاعلیه‏السلام به شدّت گریستند. سپس سر خود را به سوى من بلند کرده و فرمودند: اى خزاعى این دو بیت را روح القدس بر زبان تو جارى کرد. آیا این امامى را که گفتى مى‏شناسى کیست؟ و چه وقتى قیام مى‏کند؟ عرضه داشتم: نه، اى مولاى من. جز اینکه شنیده‏ام امامى از شما خاندان -رسالت- خروج مى‏کند و زمین را از تباهى پاک کرده و آن را پر از عدل مى‏نماید – همانگونه که از جور و ستم پر گشته است. -امام- فرمودند: اى دعبل! امام پس از من پسرم محمّد است؛ و پس از محمّد پسرش على؛ و پس از على پسرش حسن ؛ و پس از حسن پسرش حجّت قائم است علیهم‏السلام که در غیبتش انتظارش را مى‏کشند و در ظهورش فرمانش را مى‏برند. اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقى نمانده باشد آن روز را خداوند عزّوجلّ آنقدر طولانى کند تا -قائم آل محمّدعلیهم‏السلام- خروج کند و زمین را آکنده از عدل نماید همانگونه که از جور و ستم پر گشته است .

* در زمان امامت حضرت ثامن الحجج علىّ‏بن موسى الرّضا »علیه آلاف التّحیّه و الثّناء« رفتار دشمنان و منافقان تا آن زمان با دین و اهل بیت پیامبر علیهم‏السلام به گونه‏اى بوده که آثار رسالت را از میان برده و امید مؤمنان تنها به قیام منتقم الهى حضرت مهدى‏علیه‏السلام بوده است.
* قیام قائم آل محمّد علیهم‏السلام از وعده‏هاى حتمى خداوند است؛ و خداوند هرگز خلاف آنچه وعده فرموده، رفتار نمى‏کند.

    (۱۸)

   عن سُدَیرِ الصَّیرَفى قال: سَمِعْتُ أباعبدِاللَّه‏علیه‏السلام یقول: إنَّ فی صاحِبِ هذَا الْأمْرِ شَبَهاً مِنْ یُوسُف‏علیه‏السلام قال: قُلْتُ له: کأنَّک تَذْکُرُهُ حَیاتَه أوْ غَیْبَتَه؟ قال: فقال لى: وَ ما یُنْکِرُ مِنْ ذلک هذِهِ الْأُمَّهُ أشْباهُ الْخَنازیرِ. إنَّ إخْوَهَ یُوسُفَ‏علیه‏السلام کانُوا أسْباطاً أَوْلادَ الْأَنبیاء تاجَرُوا یوسُفَ، و بایَعُوهُ و خاطَبُوهُ، و هُمْ إخْوتُه و هُوَ أخُوهُمْ، فَلَمْ یَعْرِفوهُ حتّى قال: أنَا یُوسفُ و هذا أخی، فَماتُنکِرُ هذِهِ الاُمّهُ الْمَلْعُونَهُ أنْ یَفعَلَ اللَّهُ عزَّ و جلَّ بحُجَّتِهِ فی وَقْتٍ مِنَ الأَوْقاتِ کَما فَعَلَ بِیُوسُفَ، إِنَّ یُوسُفَ‏علیه‏السلام کانَ إلَیهِ مُلْکُ مِصْرَ و کانَ بَیْنَهُ و بَیْنَ والِدِهِ مَسیرَهُ ثَمانِیَهَ عَشَرَ یَوْماً، فَلَوْ أرادَ أنْ یُعْلِمَهُ لَقَدَرَ عَلى ذلِکَ، لَقَدْ سارَ یَعقُوبُ‏علیه‏السلام و وُلدُه عِنْدَ الْبشارَهِ تِسعَهَ أیّامٍ مِنْ بَدوِهِمْ إلى مِصر، فَما تُنکِرُ هذِهِ الْاُمّهُ أنْ یَفعَلَ اللَّهُ جلَّ وَ عزَّ بِحُجّتِهِ کَما فَعَلَ بیُوسُفَ، أنْ یَمْشِىَ فی أسْواقِهِمْ وَ یَطَأَ بَسَطَهُمْ حَتّى یَأْذَنَ اللَّهُ فی ذلِکَ لَهُ کَما أَذِنَ لِیُوسُفَ، قالوا: «أئِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ؟ قال: أَنَا یُوسُفُ»۳.
سدیر صیرفى گفت: از حضرت صادق‏علیه‏السلام شنیدم که مى‏فرمودند: صاحب این امر – قیام به شمشیر – به حضرت یوسف علیه‏السلام شباهت دارد. عرضه داشتم: مثل اینکه زندگى یا غیبت آن حضرت مورد نظر شماست؟ -سدیر- گفت: حضرت به من فرمودند: و آن بخشى از امور او که این امّت خوک سیرت انکار مى‏کنند -مورد نظر من است و آن این است که-: برادران یوسف‏علیه‏السلام نوادگان و فرزندان پیامبران بودند با این وصف، یوسف‏علیه‏السلام را متاع خود قرار داده و او را فروختند؛ و وقتى با او روبرو شدند و به گفتگو پرداختند در حالى که برادران او بودند و او نیز برادر آنان بود ولى یوسف را نشناختند تا وقتى که گفت: »من یوسفم و این برادر من است« پس آنچه را که این امّت لعنت شده انکار مى‏کنند این است که خداى عزّوجلّ در زمانى با حجّت خود همان کند که با یوسف کرد. حضرت یوسف چون سلطنت مصر در اختیارش بود و فاصله میان او و پدرش -به اندازه- هجده روز راه بود، اگر مى‏خواست پدرش را با خبر کند مى‏توانست. یعقوب‏علیه‏السلام و فرزندانش پس از رسیدن مژده -سلامتى یوسف‏علیه‏السلام- فاصله میان خود و مصر را در مدّت نه روز پیمودند. پس آن چیزى که امّت انکار مى‏کند این است که خداى عزّ و جلّ با حجّت خود همانگونه رفتار کند که با یوسف کرد. یعنى این را انکار مى‏کنند که -قائم آل محمّدعلیه‏السلام- در بازارهاى آنان راه رود و بر فرش آنان پا گذارد تا وقتى که خداوند به او فرمان – قیام و ظهور – دهد همانگونه که به یوسف اذن داد تا برادرانش او را بشناسند – آنگاه برادرانش – گفتند: آیا تو خود یوسف هستى؟ -یوسف- گفت: -آرى- من یوسفم .

* امام زمان حضرت مهدى‏علیه‏السلام با برخى دیگر از پیامبران الهى‏علیهم‏السلام نیز شباهت دارد. شباهت آن بزرگوار با حضرت موسى‏علیه‏السلام در ولادت  و خوف از فرعونیان و…
* امّتى خوک سیرت‏اند که غیرت دفاع از ناموس خود را ندارند و از این که نوامیس آنان با نامحرمان معاشرتهاى نامشروع دارند متأثّر نبوده بلکه موجب افتخار و سربلندى خود مى‏دانند. چنین امّتى مورد لعن و نفرین خدا و پیامبران و فرشتگان مى‏باشند.
* وقتى اراده خدا بر این باشد که کسى شناخته نشود، برادرانش هم گرچه پیغمبرزاده بوده و با او به گفتگو پرداخته باشند، او را نخواهند شناخت.
* امام زمان حضرت حجّهبن الحسن العسکرى علیهماالسلام گرچه در میان ما مردم زندگى مى‏کند تا جایى که پاى مقدّس خود را بر فرشهاى ما مى‏نهد، و ما موفّق به دیدار آن قدّیس آسمانى مى‏شویم ولى او را نمى‏شناسیم در صورتى که او بخوبى فرد فرد ما را مى‏شناسد.

    (۱۹)

 عن محمّدِبنِ عُثمانِ الْعَمْرى رضِىَ‏اللَّهُ عنه قال: سمِعْتُهُ یقُولُ: وَ اللَّهِ إنَّ صاحبَ هذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَهٍ فَیَرَى النّاسَ و یَعْرِفُهُم و یرَوْنَهُ و لایَعْرِفُونَهُ۴ .
عبداللَّه بن جعفر حمیرى گفت: از محمّد بن عثمان عَمْرى »رضوان اللَّه تعالى علیه« – نایب خاصّ امام زمان‏علیه‏السلام- شنیدم که مى‏فرمود: به خدا سوگند صاحب این امر هر سال در مراسم حجّ حاضر مى‏شود و مردم را مى‏بیند و آنان را مى‏شناسد و مردم او را مى‏بینند و نمى‏شناسندش .

* امام زمان‏علیه‏السلام هر سال با حضور خود در مراسم حج بر این حقیقت تاکید دارند که در همه امور خود مطیع فرمان خداوند عزّ و جلّ مى‏باشند. رفتار و گفتار آن بزرگوار دلیل آشکارى بر اراده خداوند در آن زمان و مکان مى‏باشد. «السّلام علیک یا حجّه اللَّه و دلیلَ ارادته»۵.
* وجود مقدّس حجّت خدا در روى زمین و در میان خلق خداست ولى مردم به فرمان الهى حقّ شناخت او را ندارند گرچه نشانه‏هاى ظاهرى‏اش را در کتابها خوانده باشند و او را از نزدیک با چشمان خود ببینند.

    (۲۰)

   عَبدُاللَّهِ‏بنُ جَعْفَر الْحِمْیَری قال: سَمِعْتُ مُحمّدَبنَ عثمان العَمْری رضِىَ‏اللَّهُ عنه یقول: رَأَیْتُهُ صَلَواتُ‏اللَّهِ علَیهِ مُتَعَلِّقاً بِأَسْتارِ الْکَعْبَهِ فِى‏الْمُسْتَجارِ وَ هُوَ یَقُولُ: «الّلهمَّ انْتَقِمْ مِنْ أَعدائی»۶.
عبداللَّه‏بن جعفر حمیرى گفت: از محمّد بن عثمان عمرى »رضوان اللَّه تعالى علیه« شنیدم که مى‏فرمود: – حضرت حجّهبن الحسن العسکرى علیهماالسلام را در مستجار کعبه دیدم که پرده کعبه را گرفته -دعا مى‏کرد- و مى‏گفت: خداوندا «انتقام مرا از دشمنانم بگیر».

* دشمنان امام زمان که لعنت و نفرین خدا و خلق خدا بر آنان باد عبارتند از: دشمنان خدا و دشمنان پیامبر و عترت پاک او.
* دشمنان امام زمان همان کسانى هستند که دشمنان خدا و دشمنان اولیاى اورا به‏دوستى برگزیده و باآنان پیمان ترک مخاصمه دارند.
* دشمنان امام زمان منکران امامت و ولایت او در این زمانند.
* دشمنان امام زمان، دشمنان دوستان و معتقدان به آنحضرت مى‏باشند.
* دشمنان امام زمان، ستمگران در حقّ خدا -یعنى: کافران، مشرکان، منافقان و مفسدان- و دشمنان اولیاى خدا، و آنان که از ترس تکفیر به جاى دشمنى با امام زمان، با پیروان امام زمان به جنگ برخاسته‏اند مى‏باشند.

    (۲۱)

  عبدُاللَّهِ‏بنُ جَعفرِ الْحِمْیَرى قال: سأَلتُ مُحَمّدَبنَ عثمان العَمْری رضِىَ اللَّهُ عَنْهُ، فقلتُ له: أَرَأَیْتَ صاحِبَ هذَا الأَمْرِ؟ فقال: نَعَمْ و آخِرُ عَهدی بِهِ عِندَ بَیْتِ اللَّهِ الْحَرامِ و هُوَ یَقُولُ: «اللّهُمَّ أَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنی»۷.
عبداللَّه بن جعفر حمیرى گفت: از محمّدبن عثمان عمرى »رضوان اللَّه تعالى علیه«، پرسیدم: آیا صاحب این امر را دیده‏اى؟ فرمود: آرى؛ آخرین بار اورا در کنار خانه خدا دیدم -که دعا مى‏کرد و- مى‏گفت: «خداوندا در آنچه به من وعده فرموده‏اى شتاب کن «.

* تعجیل در امر فرج و ظهور آن امام همام به خواست و اراده خداوند است. هرگاه او بخواهد حضرتش قیام خواهد کرد.
* دعا براى تعجیل در فرج امام زمان‏علیه‏السلام تأسّى کردن به آن وجود مقدّس است. و در جهت رضاى او گام برداشتن.

    (۲۲)

   عن محمّدِبن مُسْلِم قال: سَمِعْتُ أَباعَبْدِاللَّهِ‏علیه‏السلام یقول: إنْ بَلَغَکُمْ عَنْ صاحِبِ هذَا الْأَمْرِ غَیْبَهٌ فَلاتُنْکِرُوها۸ .
محمّدبن مسلم گفت: از حضرت صادق‏علیه‏السلام شنیدم که مى‏فرمودند: اگر از صاحب این امر غیبتى رسید شما را، -معترض به آن نشده و- انکارش نکنید .

* اکنون همان زمان است و ما مبتلا به غیبت امام زمان حضرت مهدى‏علیه‏السلام شده‏ایم، نکند طول غیبت آن حضرت خللى در عقیده ما وارد کند.
* در زمان غیبت، هیچکس مجاز نیست امامت و ولایت آن ولىّ اللَّه اعظم »ارواحنا فداه« را انکار کند و یا دیگرى را جانشین او بداند.

    (۲۳)

   عن غیاثِ‏بْنِ إبراهیم، عن الصّادقِ جعفرِبنِ مُحمّد، عن أبیه، عن آبائِهِ علیهم‏السلام قالَ: قالَ رسولُ اللَّهِ‏صلى الله وعلیه وآله: مَنْ أَنْکَرَ الْقائِمَ مِنْ وُلْدی فَقَدْ أَنْکَرَنی۹ .
غیاث بن ابراهیم گفت: حضرت صادق از پدران بزرگوارش یک به یک نقل فرمود که رسول خداصلى الله وعلیه وآله فرمودند: هر کس قائم از فرزندان مرا انکار کند، مرا انکار کرده است .

* انکار امام زمان حضرت مهدى‏علیه‏السلام با انکار رسالت پیامبر برابر است. و منکران امامت و ولایت و وجود مقدّس آن امام همام در حقیقت منکر اسلام و نبوّت پیامبر اکرم‏صلى الله وعلیه وآله مى‏باشند. گرچه آنان قرآن و پیامبر و یازده امام معصوم را پذیرفته باشند.
* ایمان و اعتقاد به وجود مقدّس امام زمان حضرت مهدى‏علیه‏السلام از ضروریّات دین است، و منکر ضرورى دین کافر است.

    (۲۴)

  عن ابن مَسْکان، عن أبی‏عبدِاللَّه‏علیه‏السلام قال: مَنْ أَنْکَرَ واحِداً مِنْ الْأَحْیاءِ فَقَْد أَنْکَرَ الْأَمْوات۱۰ .
ابن مسکان گفت: حضرت صادق‏علیه‏السلام فرمودند: هر کس یکى از -امامان معصوم- زنده را انکار کند همانا همه اموات -آنان- را انکار کرده است .

* تنها امام حىّ و زنده‏اى که از نسل پیامبر باقى مانده است حضرت مهدى »عجل‏اللَّه تعالى فرجه« مى‏باشد و امروز انکار وجود مقدّس آن بزرگوار برابر است با انکار پیامبر و یازده وصىّ بر حقّ اوعلیهم‏السلام.

    (۲۵)

   عن محمّدِبْنِ النُّعمان قال: قالَ لى أبوعَبْدِاللَّهِ‏علیه‏السلام: أقْرَبُ ما یَکُونُ الْعَبْدُ إلَى اللَّهِ عزَّ وَ جلَّ و أرضى ما یَکُونُ عنْهُ، إذَا افْتَقَدُوا حجّهَ اللَّهِ فَلَمْ‏یُظْهِرْ لَهُمْ، و حَجَبَ عنْهُمْ فَلَمْ‏یَعْلَمُوا بِمَکانِهِ، وَ هُمْ فی ذلِکَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ لاتَبْطُلُ حُجَجُ اللَّهِ وَ لا بیّناتُهُ؛ فَعِنْدَها فَلْیَتَوَقَّعُوا الْفَرَجَ صَباحاً و مَساءً، وَ إنّ أَشَدَّ ما یَکُونُ غَضَباً عَلى أَعْدائِهِ إذا أَفْقَدَهُمْ حُجّتَهُ فَلَمْ‏یُظْهِر لَهُمْ، وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ أَوْلِیاءَهُ لایَرْتابُونَ، وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّهُمْ یَرْتابُونَ (لَ)ماأَفْقَدَهُمْ حُجَّتَهُ طَرْفَهَ عَیْنٍ۱۱ .
محمّدبن نعمان گفت: حضرت صادق‏علیه‏السلام به من فرمودند: نزدیکترین حالت بندگان با خداى عزّ و جلّ و راضى‏ترین حالت آنان از خداوند عزیز هنگامى است که حجّت – برگزیده – خدا را گم کنند و خداوند نیز او را بر ایشان ظاهر نسازد و از آنان پوشیده بدارد و ایشان نیز از جاى او بى خبرباشند و آنان در این حالت بر این باور باشند که -زمین را بدون حجّت نمى‏ماند- و حجّتهاى پیشین خدا باطل نمى‏گردند؛ و دلائل روشن خدا از بین نمى‏رود؛ این افراد در چنین حالتى باید صبح و شام منتظر فرج باشند. و همانا سخت‏ترین غضب خدا بر دشمنانش هنگامى است که حجّتش را از آنان پنهان کرده و بر ایشان آشکار نکند در حالى که مى‏داند دوستانش تردیدى به دل راه نمى‏دهند؛ و اگر بداند دوستانش دچار تردید مى‏شوند یک چشم برهم زدن حجّت خود را از آنان پنهان نمى‏دارد .
* صبح و شام باید در انتظار فرج قائم آل محمّدعلیهم‏السلام باشیم.
* غیبت امام زمان حضرت مهدى‏علیه‏السلام امتحان بزرگى براى امّت اسلام است. اگر کسى در وجود مقدّس  آن بزرگوار و امامت و ولایتش تردیدى کند از دشمنان خداوند به شمار مى‏آید. زیرا دوستانش هیچ تردیدى در امر حضرت بقیه اللَّه‏علیه‏السلام ندارند.
* غیبت امام زمان حضرت مهدى‏علیه‏السلام هیچگونه تردیدى در دل دوستان خدا ایجاد نمى‏کند.
* خداوند، ایمان و هدایت دوستانش‏را عزیز و برتر شمرده است.

 

 

    (۲۶)

   عنِ الْفَیْضِ‏بْنِ مُخْتار قال: سَمِعْتُ أباعبدِاللَّهِ‏علیه‏السلام یقُولُ: مَنْ ماتَ مِنْکُم و هُوَ مُنتظِرٌ لِهذَاالْأَمْرِ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائِمِ فى فُسْطاطِهِ، (قال:) ثُمّ مَکَثَ هَنیئَهً ثُمّ قال: لا، بَلْ کَمَنْ قارَعَ مَعَهُ بِسَیْفِهِ، ثمّ قال: لا وَ اللَّه، إلاّ کَمَنِ اسْتُشْهِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ‏صلى الله وعلیه وآله۱۲ .
فیض بن مختار گفت: از حضرت صادق‏علیه‏السلام شنیدم که مى‏فرمودند: هر کس از شما بمیرد در حالى که براى این امر -فرج حضرت حجّت‏علیه‏السلام- چشم براه باشد، مانند کسى است که همراه قائم -آل محمّدعلیهم‏السلام- و در خیمه اوست. -فیض‏بن مختار- گفت: حضرت اندکى مکث کرده سپس فرمودند: نه بلکه مانند کسى است که همراه او با شمشیر غلبه مى‏کند. سپس فرمودند: نه به خدا سوگند، نیست مگر آنکه در رکاب پیامبر خداصلى الله وعلیه وآله به شهادت رسیده باشد .

* کسى که در زمان غیبت امام زمان »عجل اللَّه تعالى فرجه الشریف« به انتظار امر خدا مانده باشد همانند کسى است که در راه خدا به رهبرى امام زمانش بپاخاسته و بر دشمنان خدا و ستمگران زمانه پیروز گشته است.
* همانگونه که انکار امام زمان حضرت مهدى‏علیه‏السلام مانند انکار پیامبر اسلام بود، با امام زمان در انتظار فرج بودن هم مانند در رکاب پیامبرصلى الله وعلیه وآله به جهاد برخاستن و به شهادت رسیدن است.

    (۲۷)

   عَنْ عَلِىّ‏بْنِ رِئابٍ، عن أبی‏عَبْدِاللَّهِ‏علیه‏السلام: أَنّهُ قال فى قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَ جَلَّ: «یَوْمَ یَأْتی بَعْضُ‏آیاتِ رَبّکَ لایَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ‏تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ۱۳»، فقال‏علیه‏السلام: الآیاتُ هُمُ‏الْأَئِمَّهُ، وَ الْآیَهُالْمُنْتَظَرَهُ، الْقائِمُ‏علیه‏السلام فَیَوْمَئِذٍ لایَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ‏تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ‏قَبْلِ قِیامِهِ بِالسَّیْفِ، و إِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ آبائِهِ‏علیهم‏السلام .۱۴
علىّ‏بن رئاب گفت: حضرت صادق‏علیه‏السلام در باره گفته خداوند تبارک و تعالى که فرموده: »روزى که نشانه‏اى از نشانه‏هاى پروردگارت برسد -در آن روز- کسى که پیش از آن ایمان نیاورده باشد، ایمانش در آن روز سودى نمى‏بخشد« فرمودند: نشانه‏هاى الهى همان امامان -معصوم- و نشانه‏اى که چشم براه اویند قائم -آل محمّدعلیهم‏السلام- مى‏باشد. در زمان ظهور کسى که پیش از قیام مسلّحانه حضرت به او ایمان نیاورده است ایمانش سودى ندارد گرچه به پدران آن حضرت مؤمن بوده باشد .

* ایمان پس از ظهور به حضرت مهدى‏علیه‏السلام  مانند ایمان فرعون به خدا در حال غرق شدن است که پذیرفته نیست. و براى صاحبش سودى ندارد.
* امام زمان‏علیه‏السلام آیت غضب خدا بر کافران و مشرکان و منافقان است. از این رو آنها پس از قیام آن حضرت، با ترس و وحشت اظهار ایمان مى‏کنند.

 

    (۲۸)

   عن أبى‏حَمْزهِ الثُّمالی، عن أبی‏جعفرعلیه‏السلام قال: سَمِعْتُهُ یقول: إنَّ أقْربَ النّاس إلَى اللَّهِ عَزّ و جلّ و أَعْلَمَهُمْ بِهِ وَ أَرْأَفَهُمْ بِالنّاسِ مُحمّدٌصلى الله وعلیه وآله وَ الْأَئِمّهُ علیهم‏السلام، فادْخُلُوا أیْنَ دَخَلُوا وَ فارِقُوا مَنْ فارَقُوا -عَنى بِذلکَ حُسَیْناً و وُلدَهُ علیهم‏السلام- فَإِنّ الْحَقّ فیهِمْ، وَ هُمُ الْأَوصیاءُ وَ مِنْهُمُ الْأَئِمّهُ، فَأَیْنَما رَأَیْتُمُوهُمْ فَاتَّبِعُوهُمْ، وَ إنْ أَصْبَحْتُمْ یَوْماً لاتَرَوْنَ مِنْهُمْ أَحَداً، فَاسْتَغیثُوا بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ انْظُرُوا السُّنَّهَ الّتی کُنْتُمْ عَلَیْها وَ اتّبِعُوها، و أَحِبُّوا مَنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ وَ أَبْغِضُوا مَنْ کُنْتُم تُبْغِضُونَ، فَما أَسْرَعَ ما یَأْتیکُمُ الْفَرَجُ۱۵ .
ابوحمزه ثمالى گفت: از حضرت باقرعلیه‏السلام شنیدم که مى‏فرمودند: نزدیکترین مردم به خدا و داناترین و دلسوزترین آنان نسبت به مردم، حضرت محمّد و امامان -معصوم علیهم‏السلام – مى‏باشند. پس شما وارد شوید در آنچه آنان وارد شده‏اند و جدا شوید از آنکه آنان از وى جدا شده‏اند -مقصود امام‏علیه‏السلام از ائمّه‏اى که از افرادى جدا شده‏اند، و ما باید در جدا شدن از دشمنان، تابع آنان باشیم، حضرت سیّدالشّهداء و فرزندان مطهّر او علیهم‏السلام مى‏باشند- حقّ با آنان است و ایشان جانشینان پیامبرند و امامان -معصوم- از نسل آنانند، هر کجا آنان را دیدید از ایشان پیروى کنید. اگر روزى رسید که هیچیک از آنان را ندیدید به درگاه خداوند عزّ و جلّ استغاثه کنید؛ و به سنّتى که بدان دست یافته‏اید توجّه داشته و از همان پیروى کنید. و دوست بدارید کسانى را که پیش از این دوست داشتید و دشمنى کنید با کسانى که دشمنى داشتید. چه زود فرج مى‏رسد شما را .
* آنچه را که پیشوایان معصوم علیهم‏السلام عامل به آن بودند براى ما قابل پیروى، و از آنچه باز ایستاده‏اند خوددارى لازم است.
* غیبت امام زمان‏علیه‏السلام نوعى عذاب و غضب پروردگار بر بندگان است. در چنین موقعیّتى استغاثه به درگاه خداوند و توبه و بازگشت به سوى او از مهمترین کارهاست. باید مانند کسانى که غرق شده‏اند فریاد استغاثه ما بلند باشد تا مورد رحمت حقّ قرار بگیریم و موجب تعجیل در فرج مولا و سرورمان حضرت بقیّهاللّه‏علیه‏السلام باشد.
* تکالیف ما در زمان غیبت همانند تکالیف کسانى است که در زمان حضرت امام حسن عسکرى‏علیه‏السلام زندگى مى‏کردند. عمل به آنچه از پیشوایان معصوم‏علیهم‏السلام به دست ما رسیده است. و پرهیز از نو آورى و تغییر در سنّت پیامبرصلى الله وعلیه وآله به عنوان تجدید نظر در احکام الهى.
* با دوستان آل‏محمّدعلیهم‏السلام دوست، و با دشمنانشان دشمن باشیم.

پی‌نوشت:

۱  – کمال الدین صدوق، ص ۳۷۶، حدیث ۷٫

۲  – کمال الدین صدوق، ص۳۷۲، حدیث ۶ .

۳  – اصول کافى، ج۱، ص۳۳۶، حدیث ۴٫

۴  – کمال الدین صدوق، ص۴۴۰، حدیث ۸ .

۵  – فرازى از زیارت شریف آل یاسین.

۶  – کمال الدین صدوق، ص۴۴۰، حدیث ۱٫

۷  – کمال الدین صدوق، ص۴۴۰، حدیث ۹٫

۸  – اصول کافى، ج۱، ص ۳۳۸، حدیث ۱۰ .

۹  – کمال الدّین صدوق، ص۴۱۲، حدیث ۸٫

۱۰  – کمال الدّین صدوق، ص۴۱۰، حدیث ۱ .

۱۱  – کمال الدّین صدوق، ص۳۳۹، حدیث ۱۷ .

۱۲  – المحاسن، ص۱۷۴، حدیث ۱۵۱ .

۱۳  – قرآن کریم، سوره انعام، آیه ۱۵۸ .

۱۴  – کمال الدّین، ص ۳۳۶، حدیث ۸ .

۱۵  – کمال الدّین‏صدوق، ص۳۲۸، حدیث ۸ .

خبرنامه آرمان مهدویت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*