سه شنبه , ۲۱ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطالب
خانه » ادعیه » آیین بندگى و نیایش (ترجمه ى عده الداعى – شیخ احمد بن فهد حلى ) قسمت ششم

آیین بندگى و نیایش (ترجمه ى عده الداعى – شیخ احمد بن فهد حلى ) قسمت ششم

images

سبب اول: زمان دعا

الف: شب و روز جمعه: 
امام صادق – علیه السلام – فرمود:
۶۵ – مَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ بِیَوْمٍ أَفْضَلَ مِنْ یوْمِ الْجُمُعَهِ- وَ إِنَّ کَلَامَ الطَّیْرِ فِیهِ إِذَا لَقِیَ بَعْضُهَا بَعْضاً سَلَامٌ سَلَامٌ یَوْمٌ صَالِحٌ.

یعنى: خورشید بر روزى برتر از روز جمعه طلوع نکرد، وقتى پرندگان آسمان در این روز یکدیگر را ملاقات مى کنند، بر هم سلام مى فرستند و مى گویند: روز خوبى است!.
۶۶ – گفته شده که رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – در ابتداى تابستان، وقتى مى خواست از اتاق خارج شود، روز پنجشنبه خارج مى شد و در ابتداى زمستان وقتى مى خواست داخل شود، روز جمعه داخل مى گردید.
در همین رابطه از ابن عباس روایت شده است که حضرت، شب جمعه خارج مى شد و صبح جمعه داخل مى گردید.(۱)
از امام باقر – علیه السلام – روایت شده است که فرمود:
– إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَتَصَدَّقَ بِشَیْ‏ءٍ قَبْلَ الْجُمُعَهِ فَأَخِّرْهُ إِلَى یَوْمِ الْجُمُعَهِ.(۲)
یعنى: اگر قبل از روزجمعه خواستى صدقه اى بدهى، آن را تا روز جمعه به تاخیر بینداز.
و نیز از همان حضرت روایت شده است که فرمود:
۶۷ – إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَیُنَادِی کُلَّ لَیْلَهِ جُمُعَهٍ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ إِلَى آخِرِهِ أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَدْعُونِی لِدِینِهِ أَوْ دُنْیَاهُ[لِآخِرَتِهِ وَ دُنْیَاهُ‏]قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُجِیبَهُ أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ یَتُوبُ إِلَیَّ مِنْ ذُنُوبِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَتُوبَ إِلَیْهِ أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ قَدْ قُتِّرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَیَسْأَلُنِی الزِّیَادَهَ فِی رِزْقِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَزِیدَهُ وَ أُوَسِّعَ عَلَیْهِ أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ سَقِیمٌ فَیَسْأَلُنِی أَنْ أَشْفِیَهُ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأُعَافِیَهُ أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ مَحْبُوسٌ مَغْمُومٌ فَیَسْأَلُنِی أَنْ أُطْلِقَهُ مِنْ سِجْنِهِ [حَبْسِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ- فَأُطْلِقَهُ مِنْ حَبْسِهِ‏] فَأُخَلِّیَ سَرْبَهُ‏ أَ لَا عَبْدٌ مُؤْمِنٌ مَظْلُومٌ یَسْأَلُنِی أَنْ آخُذَ بِظُلَامَتِهِ قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَأَنْتَصِرَ لَهُ وَ آخُذَ لَهُ بِظُلَامَتِهِ‏ قَالَ فَلَا [فَمَا] یَزَالُ یُنَادِی بِهَذَا حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْرُ. یعنى: ذات اقدس الهى هر شب جمعه از اول تا آخر شب اینگونه ندا مى دهد:
– آیا بنده مومنى نیست که تا قبل از صبح مرا براى دین یا دنیایش بخواند تا من اجابتش کنم؟
– آیا بنده مومنى نیست که تا قبل از صبح از گناهانش توبه کند و بر گردد و من نیز رحمت و مغفرتم را برگردانم؟
– آیا بنده مومنى نیست که روزیش تنگ شده باشد و تا قبل از فجر، از من بخواهد آن را زیاد کنم و من هم حاجتش را بر آورده روزیش را زیاد و وسیع گردانم؟
– آیا بنده مؤ من مریضى نیست که تا قبل از طلوع فجر از من بخواهد که شفایش بدهم و من هم او را عافیت و تندرستى عطا نمایم؟
– آیا بنده زندانى گرفتارى نیست که از من بخواهد از زندان آزادش کنم و من نیز آزادش گردانم؟
– آیا بنده مؤ من مظلومى نیست که تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نیز او را یارى کرده حقش را برگردانم؟
آنگاه حضرت فرمود: همینطور ذات اقدس الهى ندا مى دهد تا صبح شود.
از امام باقر یا امام صادق – علیهما السلام – روایت شده است که فرمود:
۶۸ – أَنَّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ یَسْأَلُ [لَیَسْأَلُ‏] اللَّهَ الْحَاجَهَ- فَیُؤَخِّرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَضَاءَ حَاجَتِهِ الَّتِی سَأَلَ إِلَى یَوْمِ الْجُمُعَهِ [لِیَخُصَّهُ بِفَضْلِ یَوْمِ الْجُمُعَهِ].

یعنى: بنده مؤ من از خدا حاجتى طلب مى کند و خداوند عزیز و جلیل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تاخیر مى اندازد.
از رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – رسیده است که فرمود:
۶۹ – أَنَّ یَوْمَ الْجُمُعَهِ سَیِّدُ الْأَیَّامِ وَ أَعْظَمُهَا عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى [وَ هُوَ] وَ أَعْظَمُ [عِنْدَ اللَّهِ‏] مِنْ یَوْمِ الْفِطْرِ وَ یَوْمِ الْأَضْحَى وَ فِیهِ خَمْسُ خِصَالٍ خَلَقَ اللَّهُ فِیهِ آدَمَ وَ أَهْبَطَ [اللَّهُ‏] فِیهِ آدَمَ إِلَى الْأَرْضِ وَ فِیهِ تَوَفَّى اللَّهُ آدَمَ وَ فِیهِ سَاعَهٌ لَا یَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى فِیهَا أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ مَا لَمْ یَسْأَلْ حَرَاماً[مُحَرَّماً]وَمَا مِنْ مَلَکٍ مُقَرَّبٍ وَ لَاسَمَاءٍ وَ لَاأَرْضٍ وَ لَا رِیَاحٍ وَ لَا جِبَالٍ وَ لَا شَجَرٍ إِلَّا وَ هُوَ یشفق[مُشْفِقٌ مِنْ‏]یَوْمِ الْجُمُعَهِ أَنْ تَقُومَ السَّاعَهُ[الْقِیَامَهُ]فِیهِ.

یعنى: همانا جمعه آقاى روزها و با عظمت ترین آنها نزد خداوند تعالى است، بلکه از عید فطر و قربان هم برتر است. این روز، پنج خصلت دارد:
اول: خداوند متعال حضرت آدم – علیه السلام – را در این روز خلق فرمود.
دوم: آن حضرت را در همین روز از بهشت بر زمین فرود آورد.
سوم: در چنین روزى حضرت آدم – علیه السلام – را قبض روح کرد.
چهارم: در این روز ساعتى هست که هر کس در آن ساعت از خداوند متعال چیزى طلب کند به او خواهد داد به شرط اینکه چیز حرام نخواهد.
پنجم: ملائکه مقرب، آسمان، زمین، بادها، کوههاى درختها همگى هراس ‍ دارند از اینکه قیامت در این روز واقع شود.
فرزندان یعقوب از پدرشان خواستند که از خداوند متعال بر ایشان طلب آمرزش و بخشش کند، آن حضرت اینگونه پاسخ دادند:
سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی‏ (۳)
یعنى: بزودى برایتان از پروردگارم تقاضاى مغفرت خواهم کرد.
در تفسیر همین آیه از امام صادق- علیه السلام- روایت شده است که حضرت فرمود:

 ۷۰ – سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی‏ قَالَ ع أَخَّرَهُ [أَخَّرَهُمْ‏] إِلَى السَّحَرِ مِنْ لَیْلَهِ الْجُمُعَهِ.

یعنى حضرت یعقوب – علیه السلام – این استغفار را تا سحرگاه شب جمعه به تاخیر انداخت.
در روز جمعه دو ساعت هست که زمان استجابت دعاست.
– یکى وقتى که خطیب(وامام)جمعه ازخطبه فارغ شده تاصفوف نماز جمعه مرتب شود.
– دیگرى آخرین لحظات روز جمعه است که در روایت آمده:
۷۱ – زمانى که نصف قرص خورشید پنهان شد.(۴)
امام باقر – علیه السلام – فرمود:
۷۲- أَوَّلُ وَقْتِ الْجُمُعَهِ سَاعَهَ تَزُولُ[زَوَالِ‏]الشَّمْسُ-إِلَى أَنْ تَمْضِیَ سَاعَهٌ یُحَافَظُ [فَحَافِظْ]عَلَیْهَا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ-لَایَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَى فِیهَا عَبْدٌ خَیْراً إِلَّا أَعْطَاه.‏

یعنى: در روز جمعه از اول زوال(ظهرشرعى)تا ساعتى راباید محافظت کرد، چون رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – فرمود: هیچ بنده اى در این ساعت از خداوند تعالى خیرى طلب نمى کند مگر آنکه آن را عطا مى نماید.
ب: روز چهار شنبه بین ظهر و عصر: 
جابر بن عبد الله انصارى (ره) اینگونه روایت کرده است که:
در جنگ احزاب(خندق)وجود مقدس رسول الله – صلى الله علیه وآله و سلم – روزهاى دوشنبه وسه شنبه علیه کفار دعاکرد و روز چهارشنبه بین ظهر و عصر مستجاب گردید که رد نتیجه آن، خوشحالى در چهره حضرت نمودار شد، من هم هر گاه مشکلى برایم پیش آمد و در این وقت دعا کردم، دعایم مستجاب و مشکلم بر طرف گردید.
ج: وقت نماز عشاء: 
از رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – روایت است که فرمود:
۷۳ – مَنْ کَانَ لَهُ حَاجَهٌ فَلْیَطْلُبْهَا فِی الْعِشَاءِ الْآخِرَهِ فَإِنَّهَالَمْ یُعْطَهَا أَحَدٌ مِنَ الْأُمَمِ قَبْلَکُمْ یَعْنِی الْعِشَاءَ الْآخِرَهَ.

یعنى: هریک ازشما حاجتى دارد آنرا به هنگام نماز عشا طلب کند،زیرا این(مخصوص شماست و) به امتهاى پیش از شما داده نشده است.
د: یک ششم اول از نیمه شب.(۵) 
اولا: روایاتى داریم که بیانگر فضیلت نمازشب هستند درحالیکه مردم درخواب میباشند.
ثانیا: روایاتى داریم­که بیانگرفضیلت ذکر خداوند متعال در میان غافلین اند(۶)شکى نیست که دراین زمان مخصوص، اکثر مردم به خواب مى روند،به خلاف نیمه اول شب که در تداوم بیدارى روز، بسیارى از مردم در آن هنگام بیدارند. از طرف دیگر، آخر شب (نزدیکهاى طلوع فجر) نیز چه بسا مردم جهت رفتن به محل کار یا حرکت براى سفر، بیدار شوند، پس لحظه اى که اکثرا در خوابند همان اوایل نیمه دوم شب است؛ بیدار ماندن در آن لحظات، نتیجه مجاهده با نفس، ترک خواب، دورى از بستر نرم و خلوت با مالک عباد و سلطان دنیا و معاد است.
و ثانیا: عمر بن اذینه مى گوید: شنیدم حضرت صادق – علیه السلام – مى فرمود:
۷۴ –  سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ­ع یَقُولُ إِنَّ فِی اللَّیْلِ سَاعَهً[لَسَاعَهً]مَایُوَافِقُ فِیهَا[لَایُوَافِقُهَا] عَبْدٌ مُؤْمِنٌ[مُسْلِمٌ‏][ثُمَ‏] یُصَلِّی وَیَدْعُواللَّهَ فِیهَا إِلَّااسْتَجَابَ[اسْتُجِیبَ‏]لَهُ[فِی کُلِّ لَیْلَهٍ]قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ وَأَیُّ سَاعَهِ اللَّیْلِ هِیَ [فَأَیَّهُ سَاعَهٍ هِیَ مِنَ اللَّیْلِ‏] قَالَ إِذَا مَضَى نِصْفُ اللَّیْلِ وَ بَقِیَ[وَ هِیَ‏]السُّدُسُ الْأَوَّلُ مِنْ أَوَّلِ النِّصْفِ[الثَّانِی‏].

یعنى: در شب، ساعتى است که اگر بنده مؤ منى آن را درک کرده، در آن نماز بگزارد و خدا را بخواند حتما اجابت خواهد شد. گفتم: خداى توفیقت دهد، آن ساعت کدام است؟ فرمود: بعد از رفتن نصف شب، یک ششم اول از نیمه دوم آن.
ه – یک سوم آخر شب: 
روایات در این مورد فراوان است منجمله: وجود مبارک رسول الله – صلى الله علیه وآله و سلم – فرمود:
۷۵ – إِذَا کَانَ آخِرُ اللَّیْلِ یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى هَلْ مِنْ دَاعٍ فَأُجِیبَهُ هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ سُؤْلَهُ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ.

یعنى: ذات اقدس الهى، آخر هر شب این چنین مى گوید:
– آیا دعا کننده اى هست تا من او را اجابت کنم؟
– آیا در خواست کننده اى هست تا خواسته اش را عطا کنم؟
-آیا آمرزش خواهى هست تا او را بیامرزم؟
– آیا بنده توبه کارى هست تا توبه اش را بپذیریم؟.
ابراهیم بن آبى محمود مى گوید به امام رضا – علیه السلام – عرض ‍ کردم: مردم مى گویند رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – فرمود: خداوند متعال هر شب به آسمان دنیا مى آید، نظر شما در این رابطه چیست؟ فرمود:
۷۶ – لَعَنَ اللَّهُ الْمُحَرِّفِینَ‏ الْکَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ* وَ اللَّهِ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ کَذَلِکَ إِنَّمَا قَالَ ص إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى یُنْزِلُ مَلَکاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا کُلَّ لَیْلَهٍ فِی الثُّلُثَیِ الْأَخِیرِ وَلَیْلَهِ الْجُمُعَهِ مِنْ [فِی‏] أَوَّلِ اللَّیْلِ فَیَأْمُرُهُ فَیُنَادِی هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ سُؤْلَهُ- هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ یَا طَالِبَ الْخَیْرِ أَقْبِلْ‏ یَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ فَلَا یَزَالُ یُنَادِی بِهَا حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْرُ فَإِذَا طَلَعَ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَکُوتِ السَّمَاءِ حَدَّثَنِی بِذَلِکَ أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ آبَائِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص.

یعنى: خدا لعنت کند کسانى را که سخنان را تحریف مى کنند، به خدا قسم! رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – اینگونه (که مى گویند) نگفت بلکه فرمود:
خداوند تبارک و تعالى در یک سوم آخر هر شب و در شب جمعه از ابتداى آن فرشته اى را به آسمان دنیا مى فرستد و این چنین ندا مى دهد:
– آیا درخواست کننده اى هست تا خواسته اش را بدهم؟
– آیا توبه کننده اى هست تا توبه اش را بپذیرم؟
– آیا استغفار کننده اى هست تا او را ببخشم؟
– اى طالب خیر! بیا و اى طالب شر! دست بردار…
همینطور ندا مى دهد تا صبح شود، در این هنگام آن فرشته به جایگاه اولش  در ملکوت آسمان باز مى گردد. این سخن را پدرم از پدرش از پدرانش ازرسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – نقل فرمودند.

 

نصیحت 
کسى که ایمان و اعتقاد صحیح در تصدیق رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – و اولاد طاهرینش – علیهم السلام – دارد و مى داند که هر آنچه این بزرگواران از جانب رب جلیل آوردند حق است، بر او سزاوار است که در این ساعتها حوائجش را به چنین منادى عرضه بدارد و ندایش را بى پاسخ نگذارد، مگر نه این است که اگرحاکمى از حاکمین دنیا فرستاده اى را به خانه کسى بفرستد و بگوید: حاجتهایت را عرضه کن چون حاکم به تو اجازه داده که آنها را بیان کنى تا برایت انجام دهد، در اینجا این فرد، فرصت را غنیمت شمرده، نه تنها نیازهاى خود بلکه حوائج نزدیکان و خویشان خود را هم جدا جدا ذکر مى کند، خصوصا اگر این حاکم، مشهور به بخشندگى وجود و سخاى بى حد باشد. و در صورتى که به او نیاز داشته باشد، هرگز از آن فرستاده روى بر نمى گرداند او را بى جواب نمى گذارد.
بنابر این، بنده حق هم نباید پیام مولایش را سبک پندارد که در این صورت، مستحق جواب : إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِین‏ خواهد شد. و نباید غافل بماند که در اثر آن، در زمره محرومین از رحمت حق در مى آید و بار سنگین گناهان بر دوشش باقى خواهد ماند که در حدیث آمده:
۷۷ – من ترک مسأله الله افتقر

یعنى: هر کس سوال و در خواست از خدا را ترک کند، فقیر خواهد شد.

مناسب است در چنین لحظاتى از شب، مناجاتى را که عارف کامل مرحوم سید بن طاووس (قده) آموخته بر زبان جارى کنى و بگویى:
بار الها! من ربوبیت تو را تصدیق مى کنم، به رسالت خاتم پیامبرانت محمد مصطفى – صلى الله علیه وآله و سلم – معتقدم و به آن فرشته اى که نداى جود و بخشش تو را مى رساند، ایمان دارم. اگر گوش من ندایش را نشنید، عقل من هم این ندا را دریافت کرد و هم اخبار و روایاتى را که در بردارنده چنین وعده هایى از جانب تو است،پذیرفت در یک چنین حال و هوایى، سخن من این است:
اى فرشته اى که از جانب خدا مالک و حکیم و کریم و بخشنده و… به سوى ما آمدى، سخن توراکه حاوى­کامیابى ماست،باگوش عقلمان درک کردیم که گفتى: آیا درخواست کننده اى هست تا خواسته اش را بدهم؟
من سائل و گدایم و چنین نیازهایى دارم:
– هر چه موجب روى آوردن ذات اقدس الهى به من مى شود.
– من نیز در مقابل توفیق روى آوردن به او را داشته باشم.
– در محضر پر برکت او، کمال ادب را حفظ کنم.
– مرا (از لغزشها و شیطانهاى درونى و بیرونى و خلاصه هر چه مرا از او دورى کند)، حفظ کند.
– توفیقاتى را که به من داده سلب ننموده، محافظتش نماید.
و نیز عقل ما سخن آقایمان را درک کرده که فرمود: آیا توبه کارى هست تا توبه اش را بپذیرم؟
من از گناهانم توبه مى کنم؛ چون براى پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضایت و ثوابش، ناچارم توبه کنم. و اگر نفسم توبه صادقانه نداشت، عقلم حکم مى کند که باید به سوى او توبه کرد، (و مرضها و کثافات و چرکهاى گناهان را از این راه زدود و آینه دل را صاف نمود).
اى فرشته الهى! سخنت را شنیدیم که از طرف خداوند رحیم گفتى: آیا استغفار کننده اى هست تا او را بیامرزم؟
من از هر چه او خودش ندارد استغفار مى کنم و به عفو او پناه مى برم و اگر این گفتار از روى صداقت نبود عقلم حکم مى کند که باید چنین کرد ، بنده ی مضطر و گرفتار و ور شکسته چاره اى جز عذر خواهى نزد رب جلیل و رحیم ندارد.
اى فرشته پروردگار! این درخواست و توبه و استغفار و فقر و ذلت و ورشکستگى را که گفتم، نزد تو به امانت مى گذارم تا آن را به خدایى که تو را به سویمان فرستاد و راه رسیدن به کویش را به رویمان گشود، عرضه بدارى.
سید بن طاووس (ره) به اینجا که مى رسد، مى فرماید: اگر نتوانستى این سخنان را از برکنى، مى توانى آن را در ورقه اى بنویسى و همراه خود داشته یا زیر سرت بگذارى اما باید آن را مانند عزیزترین وسائلت، محافظت نمایى و وقتى آن زمان موعود از شب فرا رسید، برگه را بیرون آورده اینگونه بگویى:
اى فرشته اى که از جانب خداى ارحم الراحمین و اکرم الاکرمین ندا در مى دهم!! این قصه من است که به تو تسلیمش مى کنم، نه زبانى برایم مانده و نه روحیه اى که بتوانم با تو سخن بگویم.
در اینجا سخنان سید (ره) به پایان رسید.
من مى گویم:
اگر در یک چنین وقت حساس، توانستى آن وظایفى را که اهل بیت – علیهم السلام – برایت معین فرمودند عمل کنى، پس خوشا به حالت والاّ مى توانى این چنین بگویى:
خدایا! من به تو ایمان دارم و پیامبر اکرم و ائمه اطهار – علیهم السلام – را در مورد اخبارى که پیرامون لطف و عفو تو گفته اند تصدیق مى کنم، پس اولا بر آن وجودهاى پاک (یعنى پیامبر و آل او) درود بفرست و بعد از آن، در این شب هر دعایى که در امور دینى یا دنیایى به درگاهت عرضه مى شود، مرا در آن شریک و سهیم گردان، بارالها! باما آنچنان که سزاوار خدایى تو است رفتار کن نه آنچنان که ما بندگان رو سیاه سزاوار آنیم، اى ارحم الراحیمن – درودت بر محمد و خاندان پاکش باد!
و بدانکه از حضرت صادق – علیه السلام – روایت شده که فرمود:
۷۸ – لَا تُعْطُوا الْعَیْنَ حَظَّهَا [مِنَ النَّوْمِ‏] فَإِنَّهَا أَقَلُّ شَیْ‏ءٍ شُکْراً

یعنى: نگذار چشم بهره کاملى (از خواب) ببرد؛ چون کمترین شکر گزارى را او دارد.
و نیز از وجود مقدس رسول خدا – صلى الله علیه وآله و سلم – روایت شده که فرمود:
۷۹ – إِذَاقَامَ الْعَبْدُ مِنْ لَذِیذِ مَضْجَعِهِ‏ وَالنُّعَاس‏ فِی عَیْنَیْهِ لِیُرْضِیَ رَبَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِصَلَاهِ لَیْلِهِ بَاهَى‏ اللَّهُ بِهِ مَلَائِکَتَهُ فَقَالَ[فَیَقُولُ‏]أَ مَاتَرَوْنَ عَبْدِی هَذَا قَدْ قَامَ مِنْ[لَذِیذِ]مَضْجَعِهِ[وَتَرَکَ لَذِیذَ مَنَامِهِ‏]إِلَى[مَا لَمْ أَفْرِضْهُ‏]صَلَاهٍلَمْ أَفْرِضْهَا عَلَیْهِ اشْهَدُوا أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُ.

یعنى: وقتى بنده حق از خوابگاهش بر مى خیزد تا خداوند متعال رابا نماز شبش خشنود سازد درحالى­که چرت، چشمانش رافرا گرفته،دراین حال،ذات اقدس الهى به ملائکه اش مباهات کرده مى فرماید:آیا این بنده مرا مى بینید که ازخوابگاهش برخاسته تا نمازى را بگزارد که آن را بر او واجب نکرده ام! پس شاهد باشید که او را بخشیدم.

خبرنامه آرمان مهدویت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*