دوشنبه , ۲۷ آذر ۱۳۹۶
آخرین مطالب
خانه » قرآن » شبهات قرآنی » پاسخ به مطلب ۶۰ تناقض در قرآن(قسمت اوّل)

پاسخ به مطلب ۶۰ تناقض در قرآن(قسمت اوّل)

پاسخ به مطلب ۶۰ تناقض در قرآن

مقدمه:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

هُوَ الَّذِی أَنزَلَ عَلَیْکَ الْکِتَٰبَ مِنْهُ ءَایَٰتٌ مُّحْکَمَٰتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتَٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَٰبِهَٰتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَٰبَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَهِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّٰسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبَٰبِ (آل‏ عمران۳ :آیه ۷)

به نام خداوند رحمتگر مهربان .

اوست کسی که این کتاب [=قرآن] را بر تو فرو فرستاد پاره ای از آن آیات محکم [=صریح و روشن] است آنها اساس کتابند و [پاره ای] دیگر متشابهاتند [که تاویل پذیرند] اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه جویی و طلب تاویل آن [به دلخواه خود] از متشابه آن پیروی می کنند با آنکه تاویلش را جز خدا و ریشه داران در دانش کسی نمی داند [آنان که] می گویند ما بدان ایمان آوردیم همه [چه محکم و چه متشابه] از جانب پروردگار ماست و جز خردمندان کسی متذکر نمی شود(۷)

مراد از « آیات محکمات » آیاتی است که مفهوم آن به قدری روشن است که جای گفتگو و بحث در آن نیست ، آیاتی همچون « قل هو الله أحد ، بگو اوست خدای یگانه » ، « لیس کمثله شیء ، هیچ چیز مانند او نیست » ، « الله خالق کلّ شی ء ، خداوند آفریننده  و آفریدگار همه چیز است . » و هزاران آیه مانند آنها درباره عقاید و احکام و مواعظ ، همه ازمحکمات می باشند.

اما «آیات متشابه» یعنی آیاتی که معانی آن در نگاه ظاهری معناهای متعددی دارد. برای نمونه آیات متشابه، قسمتی از آیات مربوط به صفات خدا وچگونگی معاد را میتوان ذکر کرد، مانند«یدالله فوق أیدیهم، دست خدا بالای دستهای آنها است»که درباره قدرت خداوند می باشد، «والله سمیع علیم ، خداوند شنوا و دانا است» که اشاره به علم خدا است، «ونضع الموازین القسط لیوم القیامه، ترازوهای عدالت را در روز رستاخیز قرار می دهیم » که درباره وسیله سنجش اعمال سخن می گوید بدیهی است نه خداوند دست (به معنی عضو مخصوص) دارد و نه گوش. نه ترازوی سنجش اعمال، شبیه ترازوهای ماست.

در آیه مورد بحث منظور از تأویل همین است که در قرآن آیاتی است که اسرار و معانی عمیقی دارد ، منتها افرادی که افکارشان منحرف است ، و اغراض فاسدی دارند از پیش خود ، تفسیرو معنی نادرستی برای آن ساخته و برای اغفال خود یا دیگران ، روی آن تکیه می کنند. بنابراین منظور از جمله « وابتغاء تأویله » این است که آنها می خواهند تأویل آیات را به شکلی غیر از آن چه هست منعکس سازند.

و اما منظور از «راسخون فی العلم» چه کسانی هستند؟ در قرآن مجید در دو مورد، این تعبیر به کار رفته است یکی در اینجا و دیگری در سوره نساء آیه ۱۶۲ آنجا که می فرماید: «لکِنِ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ» ، علماء یهود و نصارى که از کتب آسمانى کاملا بهره‏مند شدند و بشارات انبیاء بآمدن پیغمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را درک کردند وَ الْمُؤْمِنُونَ کسانى که از مشرکین بشرف اسلام مشرف شدند.

یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ قرآن و احکام و امورى که حضرتش از جانب خدا ابلاغ فرموده وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ از صحف آدم و شیث و نوح و ابراهیم و تورات و زبور و انجیل و آنچه انبیاء آورده بودند.» منظور از آن در این آیه (سوره نساء آیه ۱۶۲)، کسانی از علمای یهود و نصاری هستند که در علم و دانش دین یهود و نصاری، صاحب نظرند. و در آیه ی (۷- آل عمران) منظور از راسخان در علم، افراد ممتازی هستند که درخشندگی خاصی دارند و تنها و تنها پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و أئمه هدی (علیهم السّلام) را شامل می شوند.

 

۱) (سوره ۴ آیه ۱۱-۱۲) و (سوره ۴ آیه ۱۷۶) در مورد قوانین وراثت صحبت میکند. اگر یک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند؛ دختران ۳/۲ سهم، والد ها ۳/۱ سهم (هردو بر اساس سوره ۴ آیه ۱۱) و همسر ۸/۱ سهم (بر اساس سوره ۴ آیه ۱۲) از ارث را دریافت میکند که از میزان ارث بیشتر میشود.
مثال دوم، مردی فوت میشود و از او یک مادر و یک همسر و دو خواهر باقی میماند، مادر ۳/۱ سهم (سوره ۴ آیه ۱۱) همسر ۴/۱ (سوره ۴ آیه ۱۲) و خواهران ۳/۲ (سوره ۴ آیه ۱۷۶) که مجموع آنها ۱۲/۱۵ کل ارث است
پاسخ به مثال اول :فرض کنیم شخصی ۱۰۰ تومان ارث به جای می گذارد. طبق دستور اسلام ابتدا ۱/۸ از آن جدا می کنند. می شود ۱۲٫۵ تومان / ۸۷٫۵ تومان باقی می ماند . حال دو سوم این پول را به دختران می دهیم می شود۵۸٫۳۲ تومان . یک سوم باقی مانده هم سهم والدین هست. می شود ۹۹٫۹۸ درصد به علاوه ۰/۰۲اقی مانده کسری(بیشتر از دو رقم اعشاری)
پاسخ به مثال دوم: باز فرض می کنیم شخصی می میرد و ۱۰۰ تومان ارث باقی می گذارد و از او یک زن و والدین و دو خواهر باقی می ماند. زن ۱/۴ و والدین۱/۳ و خواهران۲/۳ می برند. حال حساب کنیم ببینم درست است یا نه. ابتدا سهم زن را جدا می کنیم ۱/۴ از ۱۰۰ تومان می شود ۲۵ تومان. بنابراین ۲۵تومان به زن می دهیم. حالا ۷۵ تومان باقی می ماند.از این ۷۵ تومان ۱/۳ را به والدین می دهیم یعنی ۲۵ تومان و ۵۰ تومان یعنی ۲/۳ را به خواهران می دهیم یعنی ۵۰ تومان. با این محاسبه ای که انجام شد نه چیزی کم می آید و نه چیزی زیاد و اشکال وارد نیست.
۲) چند فرشته برای مریم فرستاده شده بودند؟
وقتی قرآن در مورد باردار شدن مریم و میلاد مسیح در (سوره ۳ آیه ۴۲ و ۴۵) راجع به چندین فرشته صحبت میکند اما در (سوره ۱۹ آیه ۱۷-۲۱) تنها از یک فرشته صحبت میکند.
پاسخ:
وَ إِذ قَالَتِ المَلئِکَهُ یَا مَریَمُ إِنَّ اللّهَ اصطَفیکِ وَ طَهَّرَکِ وَاصطَفیکِ عَلَی نِسَاءِ العَالَمِین
ترجمه ی فولادوند : و یاد کن هنگامی را که فرشتگان گفتند : « ای مریم ، خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است».
سوره ی مبارکه ی آل عمران ( ۳ ) ، آیه ی ۴۵
إِذ قَالَتِ المَلئِکَهُ یَا مَریَمُ إِنَّ اللّهَ یُبِشِّرُکِ بِکَلِمَهٍ مِّنهُ اسمُهُ المَسِیحُ عِیسَی ابنُ مَریَمَ وَجِیهاً فِی الدُّنیَا وَ الآخِرَهِ وَ مِنَ المُقَرَّبِین
ترجمه ی فولادوند : یاد کن هنگامی را که فرشتگان گفتند : « ای مریم ، خداوند تو را به کلمه ای از جانب خود که نامش مسیح ، عیسی بن مریم مژده می دهد ، در حالی که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان درگاه خداست.
سوره ی مبارکه ی مریم (۱۹ ) ، آیات ۱۷ ـ ۲۱
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِیًّا
ترجمه ی فولادوند : و در برابر آنان پرده‏اى بر خود گرفت. پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به (شکل) بشرى خوش‏اندام بر او نمایان شد.
قالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا
ترجمه ی فولادوند : (مریم) گفت: (اگر پرهیزگارى، من از تو به خداى رحمان پناه مى‏برم.)
قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاماً زَکِیًّا
ترجمه ی فولادوند : گفت: (من فقط فرستاده پروردگار توام، براى اینکه به تو پسرى پاکیزه ببخشم(.
قالَتْ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلامٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا
ترجمه ی فولادوند : گفت: (چگونه مرا پسرى باشد با آنکه دست بشرى به من نرسیده و بدکار نبوده‏ام؟)
قالَ کَذلِکِ قالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَهً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَهً مِنَّا وَ کانَ أَمْراً مَقْضِیًّا
ترجمه ی فولادوند:گفت: ((فرمان) چنین است، پروردگار تو گفته که آن بر من آسان است، و تا او را نشانه‏اى براى مردم و رحمتى از جانب خویش قرار دهیم، و (این) دستورى قطعى بود.):
در آیه ی ۴۲ سوره ی مبارکه ی آل عمران، ملایکه برگزیده بودن و پاک بودن حضرت مریم را بشارت می دهند ، اما در آیه ی ۴۵ سوره ی مبارکه ی آل عمران و آیات ۱۷ ـ ۲۱ سوره ی مریم حضرت جبرئیل  آمدن حضرت مسیح ( ع ) را به حضرت مریم ( ع ) بشارت می دهد .که موضوع آیه ی ۴۲ سوره ی مبارکه ی آل عمران با آیات دیگه مربوط نیست و هر کدام چیزی را بشارت می دهند بنابراین در یک آیه فرشتگان بشارتی به مریم می دهند و در آیه ای دیگر جبرئیل بشارتی دیگر می دهد.
۳) اختلافات عددی بیشتر
الف ـ آیا روزهای الله برابر ۱۰۰۰ روز بشر است (سوره ۲۲ آیه ۴۷، سوره ۳۲ آیه ۵) یا برابر ۵۰,۰۰۰ روز بشر است (سوره ۷۰ آیه ۴) ؟
پاسخ:
اگر در آیه سوره معارج مقدار آن را پنجاه هزار سال خوانده ، چون مربوط به کفار است( می تونین به سوره ی معارج مراجعه کنید ، آیات ۱-۴ از عذابی صحبت می شه که حتما” برای کافران اتفاق میفته و در ادامه ی این آیه می آید )، تا به خاطر کفرشان مشقت بیشترى بکشند، ممکن هم هست بگوییم مقدار هزار سال مربوط به یکى از مواقف روز قیامت است ، و مقدار پنجاه هزار سال مقدار و طول مدت پنجاه موقف است.
تفسیر المیزان جلد ۱۶ صفحه ۳۷۱( تفسیر سوره ی سجده ، آیه ی ۵)
در حدیثى از ((امام صادق )) (علیه السلام ) آمده است:در قیامت پنجاه موقف (محل توقف براى رسیدگى به اعمال و حساب ) است که هر موقفى به اندازه یکهزار سال از سالهائى است که شما مى شمرید، سپس این آیه را تلاوت فرمود: در روزى که مقدارش پنجاه هزار سال است.
در تفسیر مجمع البیان هم آمده است:
پاره اى مى گویند منظور از مدت نخست، زمان رفت و بازگشت فرشتگان از زمین به آسمان نخست است، و مدّت دوّم زمان رفت و بازگشت آنان به آسمان هفتم.
و به باور پاره اى دیگر، هزار سال براى رفتن به آسمان و براى بازگشتن از آنجاست و پنجاه هزار سال مدت یک روزِ رستاخیز خواهد بود.
ب ـ چند باغ در بهشت وجود دارد؟ یک (سوره ۳۹ آیه ۷۳، سوره ۴۱ آیه ۳۰، سوره ۵۷ آیه ۲۱، سوره ۷۹ آیه ۴۱) یا زیادتر (سوره ۱۸ آیه ۳۱، سوره ۲۲ آیه ۲۳، سوره ۳۵ آیه ۳۳)؟
پاسخ:فقط یک بهشت وجود دارد.جاهایی که کلمه ی جنه به کار برده شده مقصود همین بهشت حقیقی است اما جاهایی که کلمه ی جنات به کار برده شده مقصد باغ ها و بوستان هایی است که در این بهشت ها وجود دارند.
ج ـ در (سوره ۵۶ آیه ۷) ادعا میکند که در روز قیامت مردم سه دسته میشوند، اما در (سوره ۹۰ آیات ۱۸-۱۹، سوره ۹۹ آیات ۶-۷) تنها دو گروه را بر میشمرد.
پاسخ:
سوره ی مبارکه ی واقعه ، آیه ی ۵۶
وَ کُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَهً و شما سه دسته شوید:
در ادامه ی این آیه در سوره ی واقعه اشاره می کند : یک گروه اصحاب یمین هستند ، یک گروه اصحاب شمال هستند ، یک گروه سابقون هستند.
سوره ی مبارکه ی بلد ، آیات ۱۷ ـ ۲۰
ثُمَّ کانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَهِ
علاوه بر این از زمره کسانى باشد که گرویده و یکدیگر را به شکیبایى و مهربانى سفارش کرده‏اند.
أُولئِکَ أَصْحابُ الْمَیْمَنَهِ اینانند خجستگان.
وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیاتِنا هُمْ أَصْحابُ الْمَشْأَمَهِ
و کسانى که به انکار نشانه‏هاى ما پرداخته‏اند، آنانند ناخجستگان شوم.
عَلَیْهِمْ نارٌ مُؤْصَدَهٌ بر آنان آتشى سرپوشیده احاطه دارد.
در سوره ی مبارکه ی واقعه اشاره شده که همه ی مردم به سه دسته تقسیم میشن (اصحاب یمین،اصحاب شمال و سابقون)، در سوره ی مبارکه ی بلد این قضیه مردود اعلام نمی شه یعنی خداوند نگفته مردم دو دسته اند بلکه فقط یک ویژگی از اصحاب یمین و یک ویژگی اصحاب شمال رو آورده.
د ـ در مورد اینکه چه کسی روح را در هنگام مرگ از انسان میگیرد نیز تناقضی آشکار وجود دارد، فرشته مرگ (سوره ۳۲ آیه ۱۱)، یک فرشتگان (جمع) (سوره ۴۷ آیه ۲۷) و همچنین “این الله است که روح را از انسانها در هنگام مرگ میگیرد” (سوره ۳۹ آیه ۴۲).
پاسخ:خدا قادر مطلق است و هیچ کاری بدون اجازه ی او صورت نمیگیرد،ملک الموت دستور مرگ را از خدا میگیرد و به کمک فرشتگانی که او را یاری می دهند جان ها را می گیرد.می بینیم که تناقضی نیست.
ه ـ صحیح بخاری ادعا میکند که جبرئیل ۶۰۰ بال داشت (جلد چهارم بخش ۵۴ شماره ۴۵۵) در حالی که قرآن در (سوره ۳۵ آیه ۱) میگوید فرشتگان ۲، ۳ یا ۴ بال دارند.
پاسخ:می دونیم که قرآن سرشار از آرایه است ، این که کجاش کنایه است و کجاش نیست، نیاز به علم فراوانی دارد ولی می بینیم علمای عالم به معانی قرآن جناح رو کنایه از قدرت و تواناییشون دونستند نه تعداد بال هاشون
گاهى این کلمه در فارسى یا در عربى به عنوان کنایه از وسیله حرکت و اعمال قدرت و توانائى به کار مى رود، مثلا گفته میشود فلان کس بال و پرش سوخته شد کنایه از اینکه نیروى حرکت و توانائى از او سلب گردید، یا فلان کس را زیر بال و پر خود گرفت ، یا انسان باید با دو بال علم و عمل پرواز کند، و امثال این تعبیرات که همگى بیانگر معنى کنائى این کلمه است .
در موارد دیگر نیز تعبیراتى مانند ((عرش )) و ((کرسى )) و ((لوح )) و ((قلم )) دیده مى شود که معمولا توجه به مفاهیم معنوى آنها است نه جسم مادى آن .
در بعضى از روایات آمده است : ((جبرئیل (پیک وحى خداوند) ششصد بال دارد! و هنگامى که با این حالت پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) را ملاقات کرد ما بین زمین و آسمان را پر کرده بود))
…بدانیم بال و پر آنها وسیله فعالیت و حرکت و قدرت است که قرائن براى این هدف به قدر کافى گویا است ، همانگونه که در بحث ((عرش )) و ((کرسى )) گفتیم این دو کلمه گرچه به معنى تختهاى ((پایه بلند)) و ((پایه کوتاه )) است اما مسلما منظور از آن قدرت پروردگار در ابعاد مختلف جهان مى باشد.
نکته ی دیگر اینکه شیعیان اعتقادی به صحیح بخاری ندارند.
۴) الله چند روز برای نابودی قوم عاد نیاز داشت؟
یک روز (سوره ۵۴ آیه ۱۹) یا چندین روز (سوره ۴۱ آیه ۱۶، سوره ۶۹ آیات ۶-۷).
پاسخ: سوره ی قمر ( ۵۴ ) ، آیه ی ۱۹ :
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ
ما بر (سر) آنان در روز شومى، به طور مداوم، تندبادى توفنده فرستادیم،
مراد از « یوم نحس مستمر » آن است که این تندباد در چند روز پی در پی بوده است ، چنان که در سوره ی فصلت (۴۱ ) ، آیه ی ۱۶ می فرماید : باد را در چند روز شوم بر آنان وزاندیم ، پس مراد از مستمر در این آیه یعنی روزهای پیوسته و دنباله دار ، و در سوره ی مبارکه ی حاقّه (۶۹) ، آیات ۶ و ۷ شماره ی این روزها بیان شده است : سبع لیال و ثمانیه أیام ، هفت شب و هشت روز .
در ضمن کلمه ی مستمر از نظر لغوی یعنی ادامه دار و چیزی که جریان دارد و رنگ ماندنی به خود گرفته است.
۵)  خلقت شش روز بود یا هشت روز؟
پاسخ:همانطور که در قرآن آمده است خلقت در ۶ روز بوده به اینصورت که آفرینش اولیه زمین در دو روز و آفرینش اولیه به علاوه ی آفرینش کوه ها و برکات و جزئیات دیگر در چهار روز و آفرینش آسمان ها در دو روز بوده.
به بیان ساده تر آفرینش اولیه زمین دو روز و تکمیل جزئیات و یا به تعبیر قرآن گسترش زمین هم دو روز که در کل آفرینش زمین می شود چهار روز و به علاوه ی آفرینش آسمان ها می شود شش روز که در جاهای دیگر قرآن هم ۶ روز آمده است.

 

۶) آفرینش سریع بود یا کند؟

الله آسمانها و زمین را در ۶ روز آفریده است (سوره ۷ آیه ۵۴) و مسلمانانی که میخواهند به قرآن چهره علمی بدهند میگویند این ۶ روز منظور ۶ دوره است، اما (سوره ۲ آیه ۱۱۷) میگوید که “الله به صورت آنی خلق میکند”.

 

پاسخ:منظور از کن فیکون این نیست که هر چه خدا اراده کند در همان لحظه موجود مى شود، بلکه منظور این است هر طور اراده کند همانطور موجود مى شود .

فى المثل اگر اراده کندآسمانها و زمین در شش دوران به وجود آیند مسلما بى کم و کاست در همین مدت موجود خواهند شد، و اگر اراده کند در یک لحظه موجود شوند همه در یک لحظه موجود خواهند شد، این تابع آن است که او چگونه اراده کند و چگونه مصلحت بداند.

جواب دیگر این است که عبارت کن فیکون در سوره ی آل عمران برای نشان دادن سهولت کار برای خداست و اینکه فرقی ندارد آفرینش کوچک با بزرگ،آفریدن هر چیزی برای خدا به راحتی گفتن موجود باش است.

 

۷) اول زمین یا اول آسمان؟ کدام یک زود تر آفریده شد؟

اول زمین و بعد آسمان (سوره ۲ آیه ۲۹)، اول آسمان و بعد زمین (سوره ۷۹ آیه ۲۷-۳۰).

 

پاسخ:قرآن در جایی می گوید که اول آفرینش اولیه ی زمین بوده و بعد آفرینش آسمان ها و در جایی دیگر می گوید اول آفرینش آسمان بوده و بعد گسترش زمین..

همانطور که قبلاً گفته شد آفرینش اولیه زمین و گسترش آن دو مر حله ی متفاوت بودند و طبق این آیات اول آفرینش اولیه زمین بوده و سپس آفرینش آسمان ها و سپس گسترش زمین.

 

۸ ) به هم چسباندن یا از هم جدا کردن؟

در مورد روش ایجاد زمین و آسمان قرآن یکجا میگوید که آنها از هم جدا بودند و بعد به هم گرویدند (سوره ۴۱ آیه ۱۱) اما در (سوره ۲۱ آیه ۳۰) میگویند که آنها ابتدا یکی بودند و بعداً از یکدیگر جدا شدند.

 

پاسخ: در آیه ی ۳۰ سوره ی انبیا آمده:آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند، و ما آن دو را از هم جدا ساختیم. و در آیه ۱۱ سوره فصلت آمده:سپس آهنگ (آفرینش) آسمان کرد، و آن بخارى بود. پس به آن و به زمین فرمود: (خواه یا ناخواه بیایید.) آن دو گفتند: (فرمان‏پذیر آمدیم.).

همانطور که میبینید در سوره ی فصلت هیچ اشاره ای به جدا بودن آسمان و زمین از هم نشده و این سوء برداشت نویسنده ی مقاله بوده.

 

۹) انسان از چه ساخته شده بود؟

از لخته خون (سوره ۹۶ آیات ۱-۲) آب (سوره ۲۱ آیه ۳۰، سوره ۲۴ آیه ۴۵، سوره ۲۵ آیه ۵۴) “چیزی مانند سفال” (سوره ۳ آیه ۵۹، سوره ۳۰ آیه ۲۰، سوره ۳۵ آیه ۱۱).

 

پاسخ:این شبهه هم مثل سایر شبهات بسیار ضعیف است و فقط  کافی است نگاهی به آیات زیر بیندازیم:

آیه ی ۵ سوره ی مبارکه ی حج:

یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَهٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخَلَّقَهٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَهٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّى وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلا یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَهً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ

اى مردم، اگر در باره برانگیخته شدن در شکّید، پس (بدانید) که ما شما را از خاک آفریده‏ایم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، داراى خلقت کامل و (احیاناً) خلقت ناقص، تا (قدرت خود را) بر شما روشن گردانیم. و آنچه را اراده مى‏کنیم تا مدتى معین در رحمها قرار مى‏دهیم، آنگاه شما را (به صورت) کودک برون مى‏آوریم، سپس (حیات شما را ادامه مى‏دهیم) تا به حد رشدتان برسید، و برخى از شما (زودرس) مى‏میرد، و برخى از شما به غایت پیرى مى‏رسد به گونه‏اى که پس از دانستن (بسى چیزها) چیزى نمى‏داند. و زمین را خشکیده مى‏بینى و(لى) چون آب بر آن فرود آوریم به جنبش درمى‏آید و نمو مى‏کند و از هر نوع (رستنیهاى) نیکو مى‏رویاند.

 

۱۰) ناقص یا با جزئیات کامل؟

قرآن در جاهایی ادعا میکند که کامل است و تمامی جزئیات را دارا میباشد و هیچ چیز باقی نمانده است که در آن نباشد (سوره ۶ آیه ۳۸، سوره ۶ آیه ۱۱۴، سوره ۱۲ آیه ۱۱، سوره ۱۶ آیه ۸۹ و…) اما چیزهای بسیاری هستند که قرآن آنها را ناتمام باقی میگذارد، این نوشتار به مسئله شراب و شبهات موجود در قرآن میپردازد.

 

پاسخ:سوره ی مبارکه ی انعام (۶) ، آیه ی ۳۸

وَ ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْ‏ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ

و هیچ جنبنده‏اى در زمین نیست و نه هیچ پرنده‏اى که با دو بال خود پرواز مى‏کند؛ مگر آنکه آنها (نیز) گروه‏هایى مانند شما هستند، ما هیچ چیزى را در کتاب (لوح محفوظ) فروگذار نکرده‏ایم؛ سپس (همه) به سوى پروردگارشان محشور خواهند گردید.

بحث ما روی جمله ی «مافرطنا فی الکتب من شیء» است ، نظر عالمان به قرآن رو براتون می ذارم :

در مورد واژه کتاب و منظور از آن در این آیه شریفه، دیدگاهها متفاوت است:

۱ – به باور برخى منظور از این کتاب، قرآن است، چرا که همه مقررات مورد نیاز جامعه و فرد در زندگى، سر بسته و یا به روشنى و گستردگى در آن آمده است. آنجایى که روشن است همگان در مى یابند و آنجایى که بطور سربسته آمده است بوسیله پیامبر گرامى براى مردم بیان مى گردد و همه انسانها به پذیرش فرمان و هشدار آن حضرت دستور داده شده اند.

در این مورد قرآن مى فرماید:

و ما اتاکم الرّسول فخذوه و مانهاکم عنه فانتهوا.

و آنچه را پیامبر براى شما آورد و به شما داد، بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید…

لازم به یاد آورى است که این دیدگاه را بیشتر مفسران پذیرفته اند.

۲ – امّا در برابر دیدگاه بیشتر قرآن پژوهان، به باور برخى منظور از «کتاب» در آیه مورد بحث، «لوح محفوظ» مى باشد که نزد خداست،

سوره ی مبارکه ی انعام ، آیه ی ۱۱۴

أَ فَغَیْرَ اللَّهِ أَبْتَغِی حَکَماً وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ

پس، آیا داورى جز خدا جویم؟ با اینکه اوست که این کتاب را به تفصیل به سوى شما نازل کرده است. و کسانى که کتاب (آسمانى) بدیشان داده‏ایم مى‏دانند که آن از جانب پروردگارت به حق فرو فرستاده شده است. پس تو از تردیدکنندگان مباش.

بحث ما درباره ی «و هو الذی أنزل إلیکم الکتاب مفصلا”» است ، تفسیر این قسمت از آیه رو براتون می ذارم :

در تفسیر مجمع البیان کلمه ی ( تفصیل ) این گونه تفسیر شده است :

واژه «تفصیل» به مفهوم روشن ساختن معنا در قالب واژه هاست، به گونه اى که پیام مورد نظر از هر نوع اشتباه و گنگ و نارسا و سر بسته بودن، به دور باشد.

این جا هم اشاره ای به این که قرآن تمام جزئیات رو دارا می باشد وجود ندارد.

در سوره ۱۲ ، آیه ی ۱۱ به زندگی حضرت یوسف پرداخته و هیچ اشاره ای به کتاب و آنچه درون اون اومده نکرده.

سوره ی مبارکه ی نحل (۱۶) ، آیه ی ۸۹

وَ یَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّهٍ شَهِیداً عَلَیْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهِیداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِینَ

و (به یاد آور) روزى را که در هر امتى گواهى از خودشان برایشان برانگیزیم، و تو را (هم) بر این (امت) گواه آوریم، و این کتاب را که روشنگر هر چیزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است، بر تو نازل کردیم.

درباره ی قسمت و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا” لکلّ شیء  :

تبیان به معنای روشنگر است و از آنجایی که قرآن کتاب انسان سازی است و هدف آن هدایت انسان است پس منظور این است که هر چیزی که برای هدایت انسان لازم باشد در این کتاب آمده است.

نتیجه : پس خداوند هر چه لازم بوده رو در قرآن برای ما گذاشته و برای فروع دینمون هم در قرآن دستور داده که هر چه پیامبر به شما دستور می دهد اجرا کنید و از آنچه نهی می کند ، دوری کنید.

پس در این قسمت هم هیچ تناقضی وجود ندارد.

منبع : http://khodayemasih.blog.ir/  با کمی تغییر در مقدمه

 ادامه دارد: …

خبرنامه آرمان مهدویت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*