پنج شنبه , ۲۳ آبان ۱۳۹۸
آخرین مطالب
خانه » اخلاق » انواع گفتگو

انواع گفتگو

انواع گفتگو

نویسنده : دکتر فرهنگ هلاکوئی

انواع گفتگو
انواع گفتگو کلام و گفتار پل ارتباطی ما با دنیای خارج از خود و با دیگران است، بدون شک کسی دوست ندارد در گفتگو هایش  با دیگران به مشکل بر بخورد اما این اتفاق به فراوانی رخ می دهد، زیرا ممکن است یکی از طرفین و یا هر دو طرف ، اصول برقراری یک گفتگوی موثر را به خوبی ندانند و آنها را رعایت نکنند، به همین دلیل بسیاری از گفتگوها احتمالا یا سطحی و ظاهری اند و یا با جنگ و جدل همراه هستند. به طور کلی چهار نوع گفتگویی که نتیجه مثبت ندارند عبارتند از: ۱-بی ارزش شمردن نظر و باور خود و ارزشمند دانستن نظر دیگری ۲-سرزنش کردن دیگری و تقصیر و اشتباه را به گردن او انداختن ۳-حرف حساب زدن(انسانها باید چنان یا چنین باشند..) ۴-پرت و پلا گویی و بی ربط با موضوع حرف زدن   نوع مثبت گفتگو ،گفتگوی برابر و هم سطح است، در چنین گفتگویی فرد ذهنیتش این است که من نظر و عقیده ای دارم که ممکن است درست یا اشتباه باشد و می خواهم آن را با تویی که برای من مهم هستی در میان بگذارم تا بدانم: نظر تو درآن باره چیست؟ و پس از آن ،خودم چگونه به موضوع می نگرم؟ در این نوع گفتگو ذهنیت فرد این نیست که من همه چیز را می دانم، در نتیجه یا از شنیدن صحبتهای طرف ممقابل دوری کند و یا به جای کوشش در فهمیدن حرفهای او ، در پی ایراد گرفتن و اصلاح کردنش باشد. بلکه دلیل اینکه برخی آدمها در گفتگو با یکدیگر بر سر باورها یشان می جنگند این است که باورها و عقایدشان را جزئی از وجود خود و غیر قابل تغییر می دانند و بدین ترتیب اگر کسی با عقیده آنها مخالف باشد انگار با موجودیت آنها مخالف است پس احساس خطر کرده و با او در می افتند اما باور و عقیده متعلق به هیچکس نیست ، همانطور که زبان متعلق به کسی نبوده و توسط شخصی بوجود نیامده است . باورها و اعتقادات مجموعه ای از افکار درست و غلط هستند که ما آنها را به صورت خود آگاه یا نا خود آگاه  از دیگران کسب کرده ایم و حالا ، عاقلانه آن است که در گفتگوهایمان به جای دفاع از باورهایی که مالمل نیستند ، درست و غلط بودن آنها را مورد سنجش و توجه قرار دهیم. گفتگو کردن می تواند به منظورهای متفاوتی انجام شود . گفتگو برای بسیاری از مردم وسیله تبادل اطلاعات و برای بیشتر زنها وسیله همدلی و دادو ستد عاطفی است، این تفاوت و تفاوت های شخصیتی آدمها موجب بروز حالاتی در آنها می شود که کار گفتگو کردن و درک یکدیگر را با مشکل روبرو می کند و باعث پدید آمدن سوء تفاهم می شود . اما برای برطرف شدن این سوء تفاهم و دست یافتن به تفاهم گام مهم و اساسی شناخت کافی از همدیگر است ، با راههایی از جمله: توجه کردن، گوش دادن، سوال پرسیدن، صریح و روشن حرف زدن و مبادله اطلاعات درست و غیره…. “تفاهم و صمیمیت در گفتگو از لذت بخش ترین تجربه هایی است که به ندرت لذتی بالاتر از آن وجود دارد پس باید در جهت ایجادکردن آن کوشید. در این میان یکی از صدماتی که ایدئولوژی و دیدن جهان از یک چهارچوب فکری و باوری مشخص به این تطور و تفاوت فکری وارد کرده است ، این جمله ی آشناست که “راه من بهترین راه ممکن است” و گاه در این میان کار به جاهای باریکی چون:آن که از ما نیست بر ماست” نیز کشیده شده است. تمام جنگ های  عقیدتی- ایدئولوژیک تاریخ بشری را می توان در همین چارچوب کلی نگریست . عده ای  گونه ای از نگاه و نظر و باور و عقیده را معیار جهان بینی و ایدئولوژی خودیش قرار داده اند و بی آنکه شکی در راه یافتهای خویش جایز بدانند ، بر هر گونه دیگر اندیشی و تفاوتی در نگاه تاخته اند به واقع یکی از ابتدایی ترین درسهای منطق و فراگیری هنر استدلال و نیز از بارزترین نکات در سلامت فکر و داشتن وسعت و دیدی کلی در آن ، لزوم توجه به اندیشه  مختلف و متفاوت است. چرا که جز این راهی و معیاری برای تشخیص درستی اندیشه باقی نمی ماند. توجه و اهتمام به دانستن نگاههای مختلف و متفاوت سبب می گردد که: ۱-شاید حق با دید گاههای دیگر باشد و این خود در راه اصلاح فکر و اندیشه ره یافتی لازم و حیاتی ۲-معیار و محکی مناسب در جهت به چالش کشیده شدن اندیشه و محکم و قابل اعتمادتر شدن آن مخالفت با من دشمنی با من نیست. هر انسانی می تواند و باید دیدی تازه و بدیع و مختلف داشته باشد و این همان چیزی است که دنیای ما را نه تنها زیباتر  و زیستنی تر ، که پیشرونده تر و رو به ترقی  و کامل تر می گرداند. جهان محل دیالکتیک و مواجه افکار متفاوت است و همه انسانها آزادند و مختار به ابراز آن چه خوب ودرست و مناسب و مفید می دانند. در این میان اخلاق تنهاترین باید و لازمه ی این ابراز عقیده است وگرنه همه انسانها در اندیشه و فکر آزاد مطلق هستند. پایان  نوشتار را با نقل قول حیرت انگیزی از ولتر فیلسوف و ژورنالیست نامی عصر روشنگری به پایان می رسانم که خود گویای بسیاری از واقعیات است : “من حاضرم جان خود را بدهم تا تو با آزادی کامل با من مخالفت کنی “.

 

خبرنامه آرمان مهدویت

یک نظر

  1. باسلام نوشته فوق تا نیمه های آن درباب گفتگو بود که مطالب مفیدی نیز دارد ولی از نیمه های آن در بحٍث عقیده وایدئولوژی ورود کرده که اگرمورد درخصوص گفته های دانشمندان ومتفکران غربی باشد که اغلب آنان با منبع بیکران امامت آشنا نیستند، باید گفت که ما آنچه را که در باب اعتقاد وجهان بینی به یقین از دستورات ائمه بدانیم هیچ شکی را درآن جایز نمی دانیم مگر اینکه درمنبع روایت کننده آن شک کنیم.وچنانچه درمطلب راههای درست بحٍث کردن نیز اشاره شده است ((پارساترین مردم، کسی است که مجادله را رها کند هر چند حق با او باشد.))اگر فرد مقابل عقیده مان را نپذیرفت بایستی مجادله نکرد.حال اگر سخن درتفسیر وبرداشت های شخصی از بیان آن بزرگواران می باشد که موضوع مجال دیگری مطلبد.باعرض تشکر وخسته نباشید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*