سه شنبه , ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
آخرین مطالب
خانه » اصول عقاید » نبوت » انبیاء » هیچگاه دختران آدم با پسران آدم ازدواج نکردند

هیچگاه دختران آدم با پسران آدم ازدواج نکردند

چگونگی ازدیاد نسل انسان

 

زندگى فرزندان آدم علیه السّلام نیز یکى از اسرارآمیزترین راز آفرینش بشمار مى رود؛ زیرا تحلیل زندگى آنها بدون شواهد معتبر، قدرى مشکل به نظر مى رسد. اما آنچه مسلم است ، اولین فرزندان آدم علیه السّلام و حوا، هابیل و قابیل بوده اند.
شرح ماجراى دو فرزند آدم علیه السّلام در قرآن کریم بیان گردیده است .
یکى از مسائل بسیار مهم دیگرى که در آغاز خلقت انسان اتفاق افتاده و مى تواند بسیار سؤ ال برانگیز باشد، چگونگى توالد و تناسل انسانهاى آغازین است .
دراین زمینه روایات متضادى وجود دارد که تحلیل موضوع راپیچیده و مشکل مى سازد؛ و ازدواج فرزندان آدم را در هاله اى از ابهام فرو مى برد.
در روایتی از مولاى بزرگوارمان، امام صادق علیه السّلام که درآن طریقه ازدواج فرزندان آدم علیه السّلام مورد بررسى قرار گرفته آمده است :
زراره گوید، از مولاى بزرگوار، امام صادق علیه السّلام سؤ ال شد که پیدایش ‍ نسل ، از آدم علیه السّلام چگونه بود و نیز کیفیت تولید نسل از ذریه او به چه نحو صورت گرفته است ؟
سپس سؤ ال کننده گفت : گروهى از مردم مى گویند؛ خداى عزوجل به آدم وحى فرمود که دخترانش را به نکاح پسران خود درآورد و این همه مخلوقات، در اصل از ازدواج خواهران و برادران مى باشند! آیا این سخن صحیح است ؟
امام بزرگوار علیه السّلام فرمودند: خدا منزه و مبرا از این گفتار است . کسى که این سخن را مى گوید در واقع به این حقیقت قائل است که خداى عزوجل ، برگزیدگان از مخلوقات و احباب و انبیاء و سفرا و مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات را از حرام آفریده و قدرت نداشته که خلق را از طریق حلال ایجاد نموده و ایشان را پاک و پاکیزه و طیّب و منزه از هر آلودگى بیافریند….
واى بر این گروهى که اعتقادشان چنین است و چنین سخنى مى گویند. آنها از آنچه که فقهاى حجاز و عراق در آن متفق القول هستند، چقدر بى خبرند.
خداوند تبارک و تعالى، دو هزار سال قبل از آفرینش آدم علیه السّلام به «قلم» امر فرمود و آن بر«لوح محفوظ» جارى شد و حکم تحریم خواهران بر برادران و محرمات دیگر را تا روز قیامت ثبت و ضبط نمود.
سپس امام بزرگوار علیه السّلام به بیان کیفیت پیدایش نسل از جناب آدم علیه السّلام و تکثیر ذریه آنها پرداخته و فرمودند:
براى آدم علیه السّلام هفتاد پشت متولد شد که در هر پشتى ، یک پسر و یک دختر بود. وقتى که هابیل به دست قابیل کشته شد، از وقوع این حادثه ، آدم سخت به جزع آمد و از فراغ هابیل بسیار گریست طورى که پانصد سال توان تماس گرفتن و نزدیکى نمودن با حوا را نداشت .
پس از سپرى شدن این دوران ، با حوا مقاربت نمود. خداوند برخلاف هر بار، تنها «شیث» را به او عنایت فرمود و با وى دومى نبود. اسم شیث«هبه الله» بوده و اولین کسى مى باشد که در زمین به عنوان وصى تعیین گردید. بعد از شیث، خداوند متعال تنها «یافث» را به وى عنایت نمود و با او نیز دومى نبود. وقتى هر دو به سن بلوغ رسیدند خداى عزوجل اراده فرمود با رعایت نمودن آنچه قلم بر لوح محفوظ ثبت و ضبط کرده و نکاح خواهر با برادر را حرام اعلام نموده بود، روز پنجشنبه بعد از عصر، فرشته اى به نام «نزله» به زمین فروفرستاد و به آدم علیه السّلام امر نمود که او را به تزویج شیث درآورد و آدم نیز چنین نمود.
سپس عصر فرداى آن روز، فرشته اى دیگر، به نام «منزله» از بهشت به زمین فرستاد و به آدم علیه السّلام فرمان داد او را به تزویج یافث درآورد و آدم اطاعت نمود.
از ازدواج شیث با حوریه، پسرى واز تزویج یافث باحوریه ای دیگر، دخترى متولد شد وپس از به بلوغ رسیدن این پسر ودختر،خداوند تبارک و تعالى دستور داد دختر یافث با پسر شیث ازدواج کند و پس از این ازدواج ، انبیاء و سفرا از نسل این دو به عرصه وجود آمدند… (علل الشرایع ، ج ۱، ص ۸۱٫)
آدم علیه السّلام که پیامبر زمان خود بوده ، بدون تردید از شیوه ازدواج فرزندان خود آگاهى داشته است ؛ زیرا چنین دستورى از جانب خداوند متعال بر وى وحى مى شده است. بنابراین دور از حقیقت است که خداوندمتعال دستور نامعقولى در زمینه فرزندان آدم علیه السّلام صادر فرموده باشد.
براساس کلام مولاى بزرگوار، امام صادق علیه السّلام دو پسر آدم علیه السّلام با دو حوریه که به امر خداى تعالى در زمین حضور پیدا مى کنند، نسل انسان در روى زمین گسترش مى یابد.
و بدین سان از حاصل این ازدواج ، نسل انسان بر روى زمین گسترش پیدا نمود و انسانها به تدریج روى زمین را پر کردند و چهره زمین را دگرگون نمودند.
منبع: کتاب راز آفرینش از آغاز خلقت تا جهان بعد از مرگ – نویسنده : تقى ژاله فر

 

از جمله حدیث هاى کاملى که در این باره داریم ، حدیثى است که عیاشى در تفسیر خود از سلیمان بن خالد روایت کرده که گوید:

به امام صادق (ع ) عرض کردم: قربانت گردم مردم (اهل سنت) مى گویند که حضرت آدم دختر خود را به پسرش تزویج کرد؟

حضرت صادق (ع ) فرمود:مردم چنین مى گویند، امّا اى سلیمان ! آیا ندانسته اى که پیغمبرفرمود: اگر من مى دانستم آدم دختر خود را به پسرش تزویج کرده بود، من هم (دخترم ) زینب را به پسرم (قاسم ) مى دادم و از آیین آدم پیروى مى کردم.

سلیمان گویدگفتم قربانت گردم ! مردم مى گویند سبب این که قابیل هابیل را کشت ، آن بود که به خواهرش رشک برد.

امام فرمود:اى سلیمان چگونه این حرف را مى زنى . آیا شرم ندارى که چنین سخنى را درباره پیغمبر خداآدم مى گویى ؟

عرض کردم :پس علت قتل هابیل به دست قابیل چه بود؟

حضرت فرمود:درباره وصیّت بود.

آن گاه ادامه داده فرمود:اى سلیمان ! خداى تبارک و تعالى به آدم وحى فرمود که وصیّت و اسم اعظم را به هابیل بسپارد با این که قابیل از او بزرگ تر بود.

قابیل که از موضوع مطّلع شد، غضبناک گشت و گفت : من سزاوارتر به وصیت بودم و از اینرو آدم بر طبق فرمان الهى به آن دو دستور داد تا قربانى کنند، و چون به درگاه خداوند قربانى بردند، قربانى هابیل قبول شد، ولى از قابیل پذیرفته نگشت .
همین ماجرا سبب شد که قابیل بر وى رشک برد و او را به قتل برساند.

ما اصولی را اینجا مطرح می کنیم که نتیجه اش اعراض از بعضی ظواهر روایت است یعنی باید ظاهر روایت را به نحو دیگری فهمید .
۱-  پیامبر اکرم ص ازدواج فرزندان آدم ع را رد فرمودند چه اینکه این ازدواج منافر فطرت انسان است و خدا به امر منافر فطرت امر نمی کند .
۲- ازدواج با فرشتگاه ممتنع است چون فرشتگان موجوداتی هستند که  جنبه جسمانی نظیر انسان ندارند لذا ما همان کلمه حوری را می پذیریم و آن را حمل بر زن زیبای غیر عادی می کنیم .
۳-  از دواج با اجنه نیز با فطرت الهی انسان سازگار نیست چه اینکه انسان و جن دو موجود متفاوتند و از لحاظ خلقت اختلاف دارند . دیگر اینکه در ازدواج نتیجه و مولود تابع جنس اخس است و این معنایش غلبه بعد جنی فرزند قابیل بر خواص انسی آن است که حتی در جسم او این غلبه محسوس خواهد بود . لذا در فرزندان آدم ع این خصلت استمرار یافته و باقی می ماند واین با حکمت الهی سازگار نیست لذا می توان زن قابیل را باز زنی مخلوق و غیر عادی اما متناسب با ویژگیهای خودش دانست که فرمود : الخبیثات للخبیثین
۴- همه مید انیم که انبیاء الهی به اذن الله قدرت خلق داشته اند (*)و در همین روایت شریف هم بحث خلقت مطرح است و چون هیچ امر الهی بدون سبب نمی شود می توان این خلقت را به خود حضرت آدم ع نسبت داد فلذا می توان پذیرفت که همسران فرزندان حضرت آدم ع همه مخلوق اراده الهی حضرت آدم ع باشند اما بواسطه استبعاد مخاطبان ائمه ع ایشان از بیان واقع امر پرهیز می کرده و با بیانی قابل فهم مطلب را القا می فرموده اند . ضمن اینکه در این روایت هیچ سخنی از همسران دختران حضرت آدم ع به میان نیامده درحالیکه نیاز به همسر در زن و مرد یکسان است .
این دلیل یعنی مخلوق اراده آدم ع بودن همسران فرزندان ایشان مصداق وجود مقتضی و فقدان مانع است و آنرا بهترین راه حل می توان به حساب آورد.

خبرنامه آرمان مهدویت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*