سلامً علیکم :
خواهر محترم ، در پاسخ وادامه بحث در خصوص آیه ۱۵۶سوره مبارکه بقره توجه شما را به مطالب زیر جلب می نمایم :
۱- مقصود نهائی و ما ارادِ(آنچه اراده شده)قطعی خداوند را از آیات قرآن کریم فقط پیامبر خدا می توانند بیان فرمایند زیرا خداوند در آیات کریمه قرآن این ابلاغ را بنام ایشان صادر کرده وفرموده :
النحل:۴۴ بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ
(و ما این رجال مرسلین را نفرستادیم مگر) با براهین و معجزات و کتب و براى تو هم (یا محمّد صلّى اللّه علیه و آله) قرآن را نازل کردیم تا اینکه براى مردم آنچه را از احکام و شرایع و دلایل توحید و غیره که بر تو نازل شده است روشن و بیان نمائى و باشد که آنان در آن تفکّر کنند و بدانند که حق است. (ترجمه از خسروی)
النحل:۶۴ وَ ماأَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوافیهِ وَهُدىً وَرَحْمَهً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ
و ما بر تو (یا محمّد صلّى اللّه علیه و آله) کتاب (یعنى قرآن) را نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را (از دلائل توحید و عدل و حلال و حرام) مردم در آن اختلاف دارند براى آنان روشن و واضحسازى (و رفع اختلاف فرمائى) و آنرا فرستادیم تا رهنما (و دلیل بر حق) و رحمت (رافع عذاب) براى مؤمنان باشد (زیرا آنها منتفع از قرآن میشوند و سود لازم را آنها میبرند).(ترجمه از خسروی)
۲- بعد از رسول خدا علم قرآن مانند دیگر ودیعه های الهی دراختیار امیرالمومنین علی علیه السّلام(مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ – الرعد:۴۳)(کسى است که علم کتاب درنزداوست) و امامان بعد از ایشان قرار دارد وباید در تمام اختلافات آرا به ایشان مراجعه کنیم زیرا ائمه هر چه می گویند فقط از رسول خداست و آنان امانتدار علم نبوی هستند و فرموده اند که ما هر چه می گوئیم از رسول خداست .
۳- پس باید برای فهم منظور خداوند از آیات قرآن به در خانه اهل بیت پیامبرمراجعه کنیم .
امام امیر المومنین هم همچنانکه در ادامه آمده فرموده اند : مراد از « انا الیه راجعون » اقرار منا بالهلاک(اقرار ما به هلاکت است)
۴- برای روشنتر شدن موضوع از پاره ای از کتابهای تفسیر معروف قسمت مربوط به تفسیر آیه را کپی کرده ام و امیدوارم توانسته باشم نظر ائمه هدی را منعکس وپاسخ سئوال ارزشمندتان را داده باشم . البته به دلیل گستردگی مطلب و سرعت بسیار کم من در تایپ مطالب ، می شود در فرصت مناسبی با ارتباط اینترنتی پاسخ مفصلتری ارائه نمود. واگر بتوانم به هر نحوی به محبین اهل بیت خدمتی کرده باشم ، خوشحال خواهم شد . ضمناً آمادگی کامل خود را برای مطالعه و ارائه پاسخ به مطالب قرآنی اعلام می نمایم . انشاءالله همواره موفق باشید .
***************************************************************************
نام کتاب: اطیب البیان فی تفسیر القرآن
نویسنده: طیب سید عبد الحسین – موضوع: تربیتى
قرن: پانزدهم – زبان: فارسى
مذهب: شیعى – ناشر: انتشارات اسلام
مکان چاپ: تهران – سال چاپ: ۱۳۷۸ ش(این تفسیراز بهترین تفاسیر فارسی موجود است)
أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص: ۲۵۹
خداوند مردم را نسبت به برخورد با مصائب دو دسته فرموده:
دسته اول که مورد بشارت و مشمول صلوات و رحمت پروردگارند صابرین میباشند که وقتى مصیبتى بر آنان وارد میشود کلمه استرجاع میگویند، و دسته دیگر که از مفهوم آیه معلوم مىگردد کسانى هستند که در برخورد با مصائب بىصبرى و بىتابى نموده و بکلمات نابجا و ناروا و کفر آمیز که کاشف از ضعف ایمان یا عدم آنست لب گشوده و البته اینان از مورد بشارت آیه بیرونند.
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» این جمله در اصطلاح کلمه استرجاع نامیده شده و مستحبّ است که انسان هنگام ورود مصیبتى بآن تکلم کند و معلوم است که مقصود تلقین معنى آن بنفس و تحقق بحقیقت آنست و معنى این کلمه چنانچه مستفاد از اخبار است اینست که انسان اقرار و اعتراف کند به اینکه مملوک پروردگار است و بداند که اختیار ملک با مالک است و هر گونه تصرفى بخواهد میکند که این قسمت مفاد جمله اول است و مفاد جمله دوم اشاره بعدم بقاء دنیاست که انسان بداند این دار دار ممر است و آنچه بحسب ظاهر هم مالک است بالاخره از او سلب خواهد شد و همه و همه بسوى مالک حقیقى که خداوند است بازگشت خواهند نمود چنانچه از کافى از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت شده که فرمود:
«اما قولک انّا للَّه اقرار منک بالملک و اما قولک انا الیه راجعون اقرار منک بالهلاک»
«همانا گفتنت «انا لله»را اعتراف توست به مالکیت خدا وگفتنت «انا الیه راجعون» را اقرار تو به هلاکت است . و نیز از خصایص سید رضى ره از آن حضرت روایت شده :
«انّ قولنا انا للَّه اقرار منا بالملک و قولنا انا الیه راجعون اقرار منا بالهلاک» «۱»
«همانا گفتن«انا لله» اعتراف ما به مالکیت خدا وگفتن «انا الیه راجعون» اقرار ما به هلاکت است .
و از این کلمه از دو جهت لزوم صبر بر مصائب استفاده میشود:
اول : اینکه بلیات و مصائبى که از جانب حق وارد میشود تصرف مالک الملوک و صاحب اختیار حقیقى در مملوک خود است و مملوک را نمیرسد که اعتراض یا اظهار نظر یا حکم بر خلاف کند:عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلى شَیْءٍ «۲»
دوم : اینکه ثبات و بقایى براى این دنیا و ما یملک آن و نعم و بلیات آن نیست و بسرعت هر چه تمامتر همه زائل و فانى میگردد بنا بر این زوال نعمتى و اصابه مصیبت تحمّل آن آسان میگردد.
عرفاء و برخى از حکماء که قائل بوحدت وجودند این جمله از آیه را چنین تفسیر میکنند که ما از وجود حق منشعب شدهایم و گرفتار ماهیت گردیده و پس از القاء ماهیت بهمان وجود ملصق میشویم….. وعلاوه براینکه تفسیر برأى جایگاهش در آتش است با مفاد آیه منافات دارد زیرا مفاد آیه اینست که ما ملک خدائیم و از براى خدائیم زیرا لام آن براى اختصاص و ملکیت است و نگفته- «انا من اللَّه» تا جاى این توهم فاسد باشد.
__________________________________________________
۱- با توجه به اینکه تمام مطابق حکمت و مصلحت است
۲- سوره النحل آیه ۷۷
**********************************************************************
نام کتاب: تفسیر نور
نویسنده: قرائتى محسن
موضوع: اجتماعى و تربیتى
ناشر: مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن
مکان چاپ: تهران – سال چاپ: ۱۳۸۳ ش
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
تفسیر نور، ج۱، ص: ۲۴۱
[سوره البقره (۲): آیه ۱۵۶]الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ (۱۵۶)
(صابران) کسانى هستند که هر گاه مصیبتى به آنها رسد، مىگویند: ما از آنِ خدا هستیم و به سوى او باز مىگردیم.
نکتهها:
صابران، به جاى خود باختگى و پناهندگى به دیگران، تنها به خدا پناه مىبرند.زیرا از دید آنها، تمام جهان کلاس درس ومیدان آزمایش است که باید درآن رشد کنیم. دنیا جاى ماندن نیست، خوابگاه و عشرتکده نیست و شداید و سختىهاى آن نیز نشانهى بىمهرى خداوند نیست . ناگوارىها براى آن است که زیر پاى ما داغ شود تا تندتر و سریعتر حرکت کنیم، بنا بر این در تلخىها نیز شیرینى است.
زیرا شکوفا شدن استعدادها و کامیابى از پاداشهاى الهى را بدنبال دارد.
مصیبتهایى که از طرف اوست، تصرف مالک حقیقى و خداوند در مملوک خود است. اگر انسان بداند که خداوند حکیم و رحیم است و او نیز بندهاى بوده که قبلًا هیچ نبوده «لَمْ یَکُ شَیْئاً» «۱» و حتّى بعد از مراحلى هم چیز قابل ذکرى نبوده است «لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً» «۲» خواهد پذیرفت که من باید در اختیار او باشم. او مرا از جماد به نبات، و از نبات به حیوان و از مرتبهى حیوانیّت به انسانیّت سوق داده و این حوادث را براى رشد و ارتقاى من قرار داده است.
همانگونه که ما دانهى گندم را زیر فشار، آرد مىکنیم و بعد نیز در آتش تنور، تبدیل به نان مىکنیم تا مراحل وجودى او را بالا بریم.
شعار صابران «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» است. در حدیث مىخوانیم:
هر گاه با مصیبتى مواجه شدید، جملهى : «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» را بگویید.
گفتن «إِنَّا لِلَّهِ» و یاد خدا به هنگام ناگوارىها، آثار فراوان دارد:
الف: انسان را از کلام کفر آمیز و شکایت باز مىدارد.
ب: موجب تسلیت و دلدارى و تلقین به انسان است.
ج: مانع وسوسههاى شیطانى است.
د: اظهار عقاید حقّ است.
ه: براى دیگران درس و الگو شدن است.
مردم در برابر مشکلات و مصایب چند دستهاند:
الف: گروهى جیغ و داد مىکنند. «إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً» «۴» ب: گروهى بردبار و صبور هستند. «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»
ج: گروهى علاوه بر صبر، شکرگزارند.
«اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک على مصابهم»«۱»این برخوردها، نشانهى معرفت هر کس نسبت به فلسفهى مصایب و سختىهاست. همانگونه که کودک، از خوردن پیاز تند، بىتابى مىکند و نوجوان تحمّل مىکند، ولى بزرگسال پول مىدهد تا پیاز خریده و بخورد.
پیامها:
۱ ریشهى صبر، ایمان به خداوند، معاد و امید به دریافت پاداش است. «الصَّابِرِینَ الَّذِینَ») ( «قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»
*********************************************************************
نام کتاب: ترجمه تفسیر المیزان
مالّف : علاّمه سید محمدحسین طباطبائی
مترجم : موسوى همدانى سید محمد باقر
موضوع: قرآن به قرآن و اجتهادى
ناشر: دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسین حوزه علمیه قم
مکان چاپ: قم – سال چاپ: ۱۳۷۴ ش
ترجمه المیزان، ج۱، ص: ۵۳۱
[صابران چه کسانى هستند؟](وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ) در این باره صابران را دوباره نام برد تا اولا بشارتشان دهد و ثانیا راه صبر را واینکه چه صبرى ،صبر جمیل است یادشان دهد،وثالثا آن علت واقعى که صبر رابرآدمى واجب مىسازد بیان کند، و آن این است که ما ملک خدائیم و مالک حق دارد هر گونه تصرفى در ملک خود بکند، و رابعا پاداش عموم صابران را که عبارت است از درود خدا و رحمت و راه یافتن، معرفى نماید.
لذا رسول گرامى خودرادستورمیدهد: نخست ایشان را بشارت دهد، ولى متعلق بشارت را ذکر نمیکند، تا با همین ذکر نکردن به عظمت آن اشاره کرده باشد و بفهماند: همین که این بشارت از ناحیه خداست، جز خیر و جمیل نیست، و این خیر و جمیل را رب العزه ضمانت کرده است.
و سپس بیان میکند: که صابران کیانند؟ آنهایند که هنگام مصیبت چنین و چنان میگویند.
[صبر در برابر مصیبتها نتیجه ایمان به مالکیت مطلق خداوند بر تمام هستى است]و مصیبت عبارت است از هر واقعهاى که آدمى با آن روبرو شود، چه خیر و چه شر، و لکن جز در وقایع مکروه و ناراحت کننده استعمال نمىشود، و معلوم است که مراد به گفتن (انا للَّه) الخ، صرف تلفظ به این الفاظ و بدون توجه به معناى آن نیست و حتى با گفتن و صرف توجه به معنا هم نیست بلکه باید به حقیقت معنایش ایمان داشت به اینکه آدمى مملوک خداست و مالکیت خدا به حقیقت ملک است،واین که دوباره بازگشتش به سوى مالکش مىباشد اینجاست که بهترین صبر تحقق پیدا مىکند،آن صبرى که ریشه و منشا هر جزع و تاسفى را در دل مىسوزاند و قطع مىکند، و چرک غفلت را از صفحه دل میشوید.
توضیح اینکه: وجود انسان و تمامى موجوداتى که تابع وجود آدمى هستند، چه قواى او و چه افعالش، همه قائم به ذات خداى عزیزى هستند که انسان را آفریده و ایجاد کرده، پس قوام ذات آدمى به اوست و همواره محتاج او، در همه احوالش به اوست، و در حدوثش و بقاءش، مستقل از او نیست.
پس اگر آدمى متوجه حقیقت ملک خداى تعالى بشود و آن ملکیت را نسبت به خود حساب کند، مىبیند که خودش ملک مطلق پروردگارش است، و نیز متوجه مىشود که این ملک ظاهرى و اعتبارى که میان انسانها دست به دست مىشود و از آن جمله ملک انسان نسبت بخودش و مالش، و فرزندانش و هر چیز دیگر، بزودى باطل خواهد شد و به سوى پروردگارش رجوع خواهد کرد، و بالأخره متوجه مىشود که خود او اصلا مالک هیچ چیز نیست، نه ملک حقیقى و نه مجازى.
و معلوم است که اگر کسى این معنا را باور داشته باشد،دیگر معنا ندارد که ازمصائبى که براى دیگران تاثر آور است، متاثر شود، چون کسى متاثر میشود که چیزى از ما یملک خود را از دست داده باشد، چنین کسى هر وقت گم شدهاش پیدا شود و یا سودى به چنگش آید خوشحال مىشود و چون چیزى از دستش برود غمناک میگردد.
اما کسى که معتقد است به اینکه مالک هیچ چیز نیست، دیگر نه از ورود مصیبت متاثر میشود و نه از فقدان ما یملکش اندوهناک (و نه از رسیدن سودى مسرور) مىگردد، و چگونه از رسیدن مصیبت متاثر مىشود، کسى که ایمان دارد به اینکه مالک تنها و تنها خداست؟ و او حق دارد و مىتواند در ملک خودش هر جور تصرفى بکند.
**********************************************************************
نام کتاب: مجمع البیان فى تفسیر القرآن
نویسنده: طبرسى فضل بن حسن
موضوع: اجتهادى -قرن: ششم
زبان: عربى – مذهب : شیعى
ناشر: انتشارات فراهانى – مکان چاپ: تهران – سال چاپ: ۱۳۶۰ ش
(این تفسیر از تفاسیر معتبر روائی بوده ومیان علما از جایگاه خاصّی برخوردار است)
ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص: ۱۲۸
خداوند صابران را توصیف نموده میفرماید:
الَّذِینَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ …- آنان کسانى هستند که هنگامى که مصیبتى بخود آنها یا مالشان وارد گردید خود را آماده کرده آن را بخاطر اجر و پاداش الهى تحمّل مىکنند.
قالُوا إِنَّا لِلَّهِ …- مفاد این جمله اقرار ببندگى خداوند است یعنى ما بندگان خدا هستیم.
وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ …- مفاد این جمله اقرار ببعث روز قیامت است یعنى بازگشت ما بسوى حکم پروردگار است لذا حضرت امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: انَّ قولنا إِنَّا لِلَّهِ اقرارا على انفسنا بالملک وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ اقراراعلى انفسنا بالهلک یعنى اینکه مىگوییم «إِنَّا لِلَّهِ» این، اقرار و اعتراف است از طرف ما به اینکه ما مملوک خدا میباشیم وَ «إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» اعتراف بمردن است».
و علّت اینکه کلمه «استرجاع» یعنى «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» تسلیت و تغریت در مقام مصیبت محسوب میشود این است که دلالت دارد به اینکه مصیبتى که رخ داده است اگر از روى عدالت است خداوند آن را جبران خواهد کرد و اگر از روى ظلم است خداوند از آنکه این مصیبت را وارد کرده است انتقام خواهد کشید تقدیر کلام این است که ما مملوک خدا بوده در برابر فرمان او تسلیم و بتدبیر وى راضى انتقام میباشیم و بسوى او بازگشت میکنیم یعنى سرانجام بنقطهاى که او منحصراً با کمال عدالت حکم خواهد کرد برمیگردیم و در حدیث وارد شده است: «کسى که هنگام مصیبت «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ»بگوید خداوند مصیبت اوراجبران مىکند وعاقبت وى رانیکو میگرداند و بر آن مصیبت، عوض شایستهاى که موجب خشنودى انسان گردد قرار میدهد».
حضرت امیر مؤمنان علیه السلام فرمودند: «کسى که بمصیبتى گرفتار گردیده است هر موقع که متذکّر آن شود- و لو بعد از مدّت بسیار طولانى- و استرجاع کند خداوند مانند پاداش روز مصیبت را باد عنایت میفرماید» حضرت صادق علیه السلام از پدران بزرگوار خود از رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله نقل کرده است کسى که داراى چهار چیز باشد خداوند او را از اهل بهشت مینویسد ۱- خود را در پناه «لا اله الّا اللَّه» قرار دهد ۲- هنگامى که نعمتى باو رسید «الحمد للَّه» بگوید ۳- موقعى که گناهى از وى صادر گردید «استغفر اللَّه» بگوید ۴- هنگامى که مصیبتى باو رسید «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» بگوید».
******************************************************
با سلام خدمت شما استادگرامی
بنده دانشجویی ارشد مترجمی هستم و برای پایان نامه خود به دنبال بررسی بعد عرفانی ایه اناالله و انا الیه راجعون هستم.اما متاسفانه ذهنم مانند کلاف سردگم شده است . اگر مرا راهنمایی کنید یک دنیا سپاسگذار میشوم
سلام
نظرتون راجع به مقاله چیه تا در خدمتتون باشیم؟
و نظرتون راجع به عرفان اهل بیت چیست؟
اینهارو برای جواب لازم دارم
با آرزوی توفیقاتتون – احمدی اصل