پنج شنبه , ۲۶ مرداد ۱۳۹۶
آخرین مطالب
خانه » اصول عقاید » توحید » آیا در خواست از غیر خدا شرک است؟

آیا در خواست از غیر خدا شرک است؟

برادر بزرگواریسئوال مطرح فرمودند که بدلیل نیاز جامعه به پاسخ آن سئوال عین نامه ی جواب ایشان تقدیم می گردد.

******************************

با سلام ، مرقوم فرموده بودید:

می گویند : در تشهد نماز ، نام محمد(ص) آمده که مغایر دستور آیه هیجدهم سوره جن است.

الجن : ۱۸   وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً ،

و مساجد ویژه خداست، پس هیچ کس را با خدا مپرستید،(نپرستید)

(چکیده)در پاسخ باید گفت :

اولا : اشکال کننده توجه ندارد که معنی صحیح « فَلا تَدْعُوا » چیست؟ و ما در ادامه ثابت خواهیم کرد که معنی آن « پرستش نکنید » است، و نه، خواندن و ندا کردن.

ثانیا : درخواست از دیگری با پرستش غیر خدا فرق دارد و خداوند در قرآن آنرا مجاز دانسته و تائید می فرماید. و ما در ادامه آنرا ثابت خواهیم کرد.

ثالثاً : هیچ مسلمان بی سوادی هم پیامبر خدا را نمی پرستد.

رابعاً : این نمازی است که رسول خدا زمانی که آیات خدا بر ایشان نازل شد و مردم را امر به نماز خواندن فرمود، از ایشان پرسیدند : چگونه باید نماز بخوانیم؟ فرمودند : « صلوا کما رایتمونی اصلی »= آنگونه نماز بخوانید که می بینید من نماز می خوانم، ایشان نماز خواندند و مسلمانان یاد گرفتند. اگر اشکالی می بود ایشان آنگونه نماز نمی خواندند. «و لکم فی رسول الله اسوه حسنه»= رسول خدا برای شما بهترین نمونه و الگو هستند.

*******************************

مشروح بحث :

شبهه :

می گویند ، خدا از ما به ما نزدیکتر است بطوریکه خود می فرماید :

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ*ق : (۱۶)

همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش [نسبت به معاد و دیگر حقایق‏] به او وسوسه مى‏کند، مى‏دانیم، و ما به او از رگ گردن نزدیک‏تریم.

وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ * غافر آیه (۶۰ )

و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودى خوار و رسوا به دوزخ درآیند.

پس چرا دنبال واسطه هستی؟ سراغ چه کسی می روی؟ غذا را دور سرت نگردان!

یار نزدیکتر از من به من است             وین عجب تر که من از وی دورم

قُلْ إِنَّما أَدْعُوا رَبِّی وَ لا أُشْرِکُ بِهِ أَحَداً * جن آیه ( ۲۰ )

بگو: من فقط پروردگارم را مى‏پرستم، و هیچ کس را شریک او قرار نمى‏دهم.

لکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَ لا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَداً * کهف آیه ( ۳۸ )

من [اقرار قلبى دارم که:] اوست خدا پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمى‏گیرم

قُلْ إِنىّ‏ِ نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ  قُل لَّا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَکُمْ  قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِین*‏ انعام : آیه ( ۵۶ )

بگو: من از پرستیدن کسانى که شما به جاى خدا مى‏پرستید نهى شده‏ام. بگو: من از هواهاى نفسانى شماپیروى نمى‏کنم، که در آن صورت گمراه شده‏ام و از راه یافتگان نخواهم بود.

*************************

پاسخ :

آیا  نظر قرآن هم همین است ؟

برای دریافت معنی واژه ی «دعا» ابتدا باید به لغت مراجعه کرد.(چون هر واژه یک یا چند معنی لغوی و یک یا چند کاربرد اصطلاحی دارد).

ولی همیشه لغت جواب نمی دهد(چون ممکن است واژه ی مربوطه در معنای اصطلاحی اش به کار رفته باشد) مثلاً به معنی واژه ی «صلاه» توجه کنید: وَ أَقیمُوا الصَّلاه = دعا را بر پا کنید ! و یا ، أَقِمِ الصَّلاه = دعا را بر پا کن!

آیا مفهوم درستی بدست آورده ایم ؟ می بینیم این معنی با اطلاعات ما همخوانی ندارد.

دَعا   یَدعو  دَعوتاً   : حاجت خواستن – صدا کردن – خواندن – نامیدن

در زبان فارسی دعا کردن شخصی برای او طلب خیر کردن است ولی در زبان عربی :

( دعا  له :  طلب خیر کردن ) و ( دعا علیه : نفرین کردن ) است .

حال ببینیم قرآن این معنی را قبول دارد ؟ یا نه ؟!!!

( دعای غیر ) :

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ* انفال آیه (۲۴ )

اى اهل ایمان، چون خدا و رسول شما را به آنچه مایه حیات ابدى شماست (یعنى ایمان) دعوت کنند اجابت کنید و بدانید که خدا در میان شخص و قلب او حایل مى‏شود (و از اسرار درونى همه آگاه است) و همه به سوى او محشور خواهید شد.

آیا در این آیه پیامبر چون ما را صدا می زند … یعنی ما را عبادت می کند ؟

پس اینجا خدا و پیامبر خودشان مشرک شده اند . چون خواندن غیر خدا شده است .

پس این آیه خواندن غیر خدا را شرک نمی داند و اجابت آن دعوت هم واجب است .

  1. آیه مباهله:

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمُ‏ْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتهَِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلىَ الْکَذِبِینَ * آل عمران آیه ( ۶۱ )

پس هر که با تو درباره او [عیسى‏] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحى، نسبت به احوال وى‏] علم و آگاهى آمد، مجادله و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم *

( این آیه امر به صدا کردن غیر خداست )

خود خدا به پیامبر دستور میدهدکه اینها را صدا کن. پس صرفِ صداکردن شرک نیست.

آیات بعدی :

قَالَ رَبّ‏ِِِ إِنىّ‏ِ دَعَوْتُ قَوْمِى لَیْلًا وَ نَهَارًا * نوح آیه ( ۵ )

فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعَاءِى إِلَّا فِرَارًا * نوح آیه ( ۶ )

وَ إِنىّ‏ِ کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُواْ أَصَابِعَهُمْ فىِ ءَاذَانهِِمْ وَ اسْتَغْشَوْاْ ثِیَابهَُمْ وَ أَصَرُّواْ وَ اسْتَکْبرَُواْ اسْتِکْبَارًا * نوح آیه ( ۷ )

گفت: پروردگارا! همانا قوم خود را شب و روز [به آیین توحید] دعوت کردم، (۵)

ولى دعوت من جز بر فرارشان نیفزود، (۶)

و من هرگاه آنان را دعوت کردم تا آنان را بیامرزى، انگشتان خود را در گوش‏هایشان کردند و جامه‏هایشان را به سر کشیدند و بر انکار خود پافشارى ورزیدند و به شدت تکبّر کردند، (۷)

حضرت نوح (ع) قوم گمراه خود را ۹۵۰ سال بدستور خدا خوانده و صدا کرده است و مشرک نشده است.

آیه بعدی:

وَ ما لَکُمْ لا تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَ قَدْ أَخَذَ میثاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ * حدید آیه ( ۸ )

و براى چه شما به خدا ایمان نیاورید در صورتى که رسول حق شما را (به آیات و معجزات) به راه ایمان به پروردگارتان دعوت مى‏کند و خدا هم (در فطرت و عقل) از شما پیمان ایمان گرفته است اگر (قابلیت) ایمان دارید.

پس یا حسین گفتن اشکالی ندارد. خواندنی اشکال داردکه با اعتقاد به الوهیت خوانده شده همراه باشد(و بدینوسیله وی عبادت شود)، نه هر خواندنی !

حال مثلاً اگر گفته شود : آقا مریض دارم ، شفا بده – حاجت دارم ، رفع حاجت کن آیا این شرک است !

پیامبر در جنگ احدکسانی را که فرار می کردند می خواند : ولی آن خواندن عبادت نیست !!! :

* إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لَا تَلْوُنَ عَلىَ أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ فىِ أُخْرَئکُمْ فَأَثَبَکُمْ غَمَّا بِغَمّ‏ٍ لِّکَیْلَا تَحْزَنُواْ عَلىَ‏ مَا فَاتَکُمْ وَ لَا مَا أَصَبَکُمْ  وَ اللَّهُ خَبِیرُ  بِمَا تَعْمَلُونَ * آل عمران آیه ( ۱۵۳ )

[یاد کنید] زمانى که [از میدان جنگ احد] تا مرز پنهان شدن از دیده‏ها دور مى‏شدید و به هیچ کس توجه نمى‏کردید، در صورتى که پیامبر [که اجابت دعوتش واجب است‏] شما را از پشت سرتان فرا مى‏خواند، پس خدا شما را به اندوهى روى اندوهى مجازات کرد تا بر آنچه [از پیروزى و غنیمت‏] از دستتان رفته و به آنچه [از آسیب و مصیبت‏] به شما رسیده، اندوهگین نشوید و خدا به آنچه انجام مى‏دهید، آگاه است.

دختران شعیب به حضرت موسی :

فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبی‏ یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ * قصص آیه ( ۲۵ )

پس یکى از آن دو [زن‏] در حالى که با حالت شرم و حیا گام برمى‏داشت، نزد او آمد [و] گفت: پدرم تو را مى‏طلبد تا پاداش اینکه [دام‏هاى‏] ما را آب دادى به تو بدهد. چون نزد او آمد و داستانش را بیان کرد، گفت: دیگر نترس که از آن گروه ستمکار نجات یافتى.

آیا عبادتی صورت گرفته است ؟

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ * انفال آیه ( ۲۴ )

حاجت پیامبر هدایت من است. حاجت خدا هم همینطور.

اى اهل ایمان! هنگامى که خدا و پیامبرش شما را به حقایقى که به شما [حیات معنوى و] زندگى [واقعى‏] مى‏بخشد، دعوت مى‏کنند اجابت کنید،و بدانیدکه خدامیان آدمى ودلش حایل ومانع مى‏شود[تا حق راباطل و باطل راحق مپندارد] و مسلماً همه شما به سوى او گردآورى خواهید شد.

فَلَمَّا دَخَلُواْ عَلَیْهِ قَالُواْ یَأَیهَُّا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنَا بِبِضَعَهٍ مُّزْجَئهٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنَا  إِنَّ اللَّهَ یجَْزِى الْمُتَصَدِّقِینَ* یوسف ( ۸۸ )

پس هنگامى که بر یوسف وارد شدند، گفتند: عزیزا! از سختى [قحطى و خشکسالى‏] به ما و خانواده ما گزند و آسیب رسیده و [براى دریافت آذوقه‏] مال ناچیزى آورده‏ایم، پس پیمانه ما را کامل بده و بر ما صدقه بخش زیرا خدا صدقه ‏دهندگان را پاداش مى‏دهد. (۸۸)

حاجت از این بالاتر؟ نهایت درخواست است که می گویند صدقه بده و مثل گداها دعا می کنند.

اگر حاجت خواستن سبب شرک شود حضرت برخورد می کرد و خداوند تایید نمی کرد.

از این هم بالاتر داریم:

عذاب را خدا نازل و فقط خدا دفع می کند :

أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ * نمل آیه ( ۶۲ )

[آیا آن شریکان انتخابى شما بهترند] یا آنکه وقتى درمانده‏اى او را بخواند اجابت مى‏کند و آسیب و گرفتاریش را دفع مى‏نماید، و شما را جانشینان [دیگران در روى‏] زمین قرار مى‏دهد؟ آیا با خدا معبودى دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] اندکى متذکّر و هوشیار مى‏شوند

آیا اگر برای کشف ضرّ و سوء به سراغ غیر بروم مشرک می شوم؟!!!

ببینیم قرآن چه می فرماید :

وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا یا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّکَ بِما عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنی‏ إِسْرائیلَ * اعراف آیه ( ۱۳۴ )

و چون بلا بر آنها واقع شد، گفتند: اى موسى! پروردگار خویش را بدان عهدى که با تو دارد براى ما بخوان که: اگر عذاب را از ما بردارى قطعا به تو ایمان مى‏آوریم و حتما بنى اسرائیل را با تو مى‏فرستیم.

سه(۳) بار عذاب نازل شده: آبها خون شد – از آسمان قورباغه نازل شد – شپش آمد .( همه از جانب خدا)

مهم : این خواندن ها چه فرقی دارند؟ باید جمع بندی شوند.

پس خواندن مقرب الهی حتی برای دفع عذاب هیچ اشکالی ندارد.

یا اباالفضل ….  اشکال ندارد

اما اگر برای مدعوّ قدرت استقلالی خدائی قائل شویم مشرک می شویم.

خداوند داخل شدن در این خواندن را برای کسانی منع می کند که برای مدعو مقام الوهی قائل شوند.

در خواست خارق العاده از طرف حضرت سلیمان:

قالَ یا أَیُّهَا الْمَلَؤُاْ أَیُّکُمْ یَأْتینی‏ بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ یَأْتُونی‏ مُسْلِمینَ * نمل آیه ( ۳۸ )

[سلیمان‏] گفت : اى سران و اشراف ! کدام یک از شما تخت او را پیش از آنکه همگى به حالت تسلیم نزد من آیند ، برایم مى‏آورد ؟

پس حتی درخواست خارق العاده هم از دیگران ممنوع نیست.

مرحوم علامه طباطبائی هم در تفسیر المیزان ذیل آیه ی مربوطه می فرمایند :

«و مراد از” دعا” عبادت و پرستش است، در جاى دیگر هم عبادت را دعا و دعا را عبادت خوانده و فرموده:” وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ”

پروردگارتان گفته که مرا بخوانید تا دعایتان را استجابت کنم، چون کسانى که از عبادت من استکبار مى‏ورزند، به زودى در کمال خوارى داخل جهنم خواهند شد. سوره مؤمن، آیه ۶۰٫ »

….

خبرنامه آرمان مهدویت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*