دوشنبه , ۲۷ دی ۱۳۹۵
آخرین مطالب
خانه » علمی » حسادت و ریشه های روانی آن از دیدگاه روان شناسی و روایات

حسادت و ریشه های روانی آن از دیدگاه روان شناسی و روایات

images (1)نگرشی کوتاه به

حسادت

و ریشه های روانی آن

از دیدگاه روان شناسی و روایات

نویسنده : استاد علی رحیمی

امام علی علیه السلام می فرمایند:

الحَسَدُ عیبٌ فاضِحٌ و شُحٌّ مادِحٌ لایَشفی صاحِبَهُ الّا بُلوغُ آمالِهِ فیمَن یَحسُدهُ.

« غررالحکم، ج۲، ص۱۶۴، حدیث۲۲۰۵»

 

حسادت عیبی رسوا و بخلی سهمگین است             

و حسود تا به آرزوی خود درباره ی محسودش نرسد آرام نمی گیرد.

  دیدگاه علمای اخلاق و معصومین علیهم السلام:

حسد سخت ترین و دشوارترین بیماری های روانی و بدترین و پلیدترین رذایل اخلاقی است و صاحب خود را به عقوبت دنیا و عذاب آخرت گرفتار می سازد، زیرا در دنیا لحظه ای از حزن و الم خالی نیست و از هر نعمتی که در دست دیگران می بیند رنج می برد، درحالیکه  نعمت های خدای بزرگ نامتناهی است و هرگز از بندگان بریده و منقطع نمی شود. پس حسود پیوسته در اندوه و رنج است و وبال و سرانجام بد آن گریبانگیر خود او خواهد شد و این سر انجام بد اصلاً به محسود ضرری نمی رساند بلکه موجب ازدیاد حسنات و بالا رفتن درجات او می شود.

از این رو که حسود بر او عیب می گیرد و آنچه در شرع جایز نیست درباره ی او می گوید پس نسبت به محسود ظالم است و قسمتی از وزر و وبال محسود را به دوش خود می گیرد و اعمال شایسته خود را به دفتر اعمال او منتقل می سازد.

بنابراین حسد وی برای محسود جز خیر و نفع اثری ندارد و با وجود این در مقام عناد و ضدیت با آفریدگار بندگان است زیرا اوست که نعمت ها و خیرات را بر بندگان چنانکه اراده فرموده به مقتضای حکمت و مصلحت خود ارزانی داشته است.  پس حکمت حق و عنایت و مصلحت او چنین اقتضا کرده که آن نعمت برآن بنده حاصل و باقی باشد و حسود بیچاره زوال آن را می خواهد. و آیا این چیزی جز ناخشنودی از قضاء الهی در برتری دادن بعضی بندگان بر بعض دیگر نیست؟

و این نیست مگر آرزوی قطع فیوضات الهی که برحسب حکمت بالغه مقدّر و صادر شده و خواستن خلاف آنچه خداوند به مقتضای مصلحت اراده فرموده است و در نهایت امرحسود طالب نقض بر خدای سبحان است و نمی خواهد خدا را متّصف به صفات کمالیه بداند.

زیرا افاضه ی نعمت ها از سوی خداوند در وقت شایسته در جای مستعد، از صفات کمالیه خدای تعالی است.

تعریف حسادت از کتاب مفردات راغب اصفهانی :

اَلحَسَدُ تمنّی زَوالِ نعمهٍ مِن مُستحقّ لَها و رُبَّها کان مع ذلکَ سعیٌ فی اِزالتِها

حسد : عبارت است از تمنای زوال نعمت از کسی که استحقاق آن نعمت را دارد چه بسا حسود خود علاوه بر تمنای روانی در زوال آن سعی و کوشش می نماید. و در حقیقت حسادت یا حسد یک حالت روانی و یا یک تمنای درونی است که صاحب آن را دچار عذاب درونی می سازد.

تعریف حسادت از کتاب فرهنگ عمید:

حاسد رشک برنده کسی است که ثروت و نعمت و سعادت دیگران را نتواند ببیند و خواستار زوال آن باشد و همه چیز را برای خود بخواهد و در نهایت نویسنده حسادت را در کتاب، رشک بردن و زوال نعمت کسی را خواستن معنی کرده است.

تفاوت حسد و غبطه:

حسد آن است که نعمتی را که خداوند به برادر دینی تو داده، برای او نخواهی و از آن رنج بری و آرزوی زوال آن را داشته باشی چه آن نعمت به خودت برسد یا نرسد. ولی غبطه آن است که با نعمت او کاری نداشته باشی و آرزو کنی که خودت هم مثل آن نعمت را داشته باشی. حسد از نظر شرع مذموم و ناپسند است زیرا حسد بیماری دل است. و بدخواهی را بر مسلمان و ناراحتی از لطف و نعمت یزدان و اعتراض به عدالت خدای تعالی که این ناراحتی موجب لاغری تن و اختلال حواس و دق کردن حسود می شود قبل از ضرر زدن به دیگری دشمن جان خود می گردد.

حسادت در قرآن:

این کلمه در کلام الله مجید بیشتر از ۵ بار نیامده است و به معنی بد خواهی و خواستار بودن زوال نعمت و سعادت دیگری معنی شده است.

در کتاب تفسیر نمونه جلد ۲۷ ص ۴۶۴ در توضیح آیه «و مِن شَرِّّ حاسدٍ إذا حَسَدَ» چنین می خوانیم:

حسد یک خوی زشت شیطانی است که بر اثر عوامل مختلف مانند ضعف ایمان و تنگ نظری و بخل در وجود انسان پیدا می شود و به معنی درخواست و آرزوی زوال نعمت از دیگری است. حسد سرچشمه بسیار ی از گناهان کبیره است در تفسیر اثنی عشری در توضیح حدیث آفَهُ الدّین العُجبُ والحسدُ و الفخرُ این گونه  مطرح می کند که علت سرچشمه بودن گناهان کبیره این است که حسود د رواقع معترض بر حکمت خداست که چرا به افرادی نعمت بخشیده و مشمول عنایت خود قرار داده همانگونه که در آیه ۵۴ سوره نساء می خوانیم: اَم یَحسدون عَلی ما اتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ. و در ادامه بحث حسد با مراجعه به جلد سوم تفسیر نمونه در صفحه ی ۴۲۴ در توضیح آیه  اَم یَحسُدونَ النّاس عَلی ما اتاهُمُ اللهُ به این مطلب اشاره کرده و می نویسد حسد که در فارسی از آن تعبیر به رشک می کنیم به معنی آرزوی زوال نعمت از دیگری است خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد سپس به عوارض ناشی از حسد اشاره می کند که در ذیل درج  می گردد:

۱٫حسد سرچشمه ی بسیاری از نابسامانی هاست.

۲٫حسد انگیزه ی قسمتی از جنایات است.

۳٫حسد اثر بسیار نامطلوبی در جسم می گذارد.

۴٫حسد از نظر معنوی نشانه ی کمبود شخصیت و نادانی و کوتاهی فکر و نقص ایمان است زیرا در واقع حسود خود را ناتوان تر از آن می بیند که به مقام محمود و بالاتر از آن برسد و لذا سعی می کند محسود را به عقب برگرداند. به علاوه او عملاً به حکمت خداوند، بخشنده اصلی این نعمت ها معترض است.و امام صادق علیه السلام حسد و بدخواهی را دو بال کفر معرفی می کند که تدریجاً سوءظن به خدا و حکمت و عدالت او  در شخص حسود بیشتر شده و او را از وادی ایمان بیرون می کشد.

مرحوم طالقانی در صفحه ی ۳۱۰ تفسیر پرتوی از قرآن راجع به حسد چنین می نویسد:

کسی که دارای طبیعت و خوی حسد است این خوی چون دیگر خوی های پست ناشی از کوته بینی و ناتوانی و زبونی روحی است و اثرش در نفس حاسد این است که بدون حساب سود و زیان از نعمت و قدرت دیگری رنج می برد و خود را می خورد و چون این خوی برانگیخته شده از درون سر می زند بنابراین فتنه بر می انگیزد و زیان ها می رساند.

حسادت در روایات:

۱٫کاد الفَقرُ اَن یَکُوُنَ کُفراً و کادَ الحَسَدُ اَن یَغلِبَ القَدَرَ .          « اصول کافی، ج۳، ص۴۵۲»

چه بسیار نزدیک است که فقر کفر باشد و چه اندازه نزدیک است که حسد بر مقدّر چیره شود.

۲٫آفَهُ الدینِ اَلحَسَدُ و العُجبُ و اَلفَخرُ.                          « اصول کافی، ج۳، ص۴۵۲-۴۵۳»

آفت دین حسد، خودبینی و فخرفروشی است.

۳٫اَقَََلُّ النّاس لذَّهً اَلحَسُود.                                                          «بحار الانوار، ج۷۳، ص ۲۵۰»

در میان مردم آنکس که از همه کمتر لذت و بهره می برد حسود است.

۴٫امام باقر علیه السلام:

لایُومِنُ رَجُلٌ فیه الشُّحُ وَالحَسَدُ وَ الجُبنُ.                                          «بحار الانوار، ج۷۳، ص ۲۵۱»

ایمان ندارد مردی که در او بخل و حسد و ترس باشد.

۵٫امام صادق علیه السلام:

 لِلحاسِدِ ثلاثُ علاماتٍ: یُغتابُ اذا غابَ، وَیَتَمَلَّقُ اذا شَهِدَ، وَیَشمُتُ بِالمُصیبَه. «بحار الانوار، ج۷۳، ص ۲۵۱»

برای حسود سه نشانه است: پشت سر غیبت می کند در حضور تملق می گوید و در مصیبت سرزنش      می کند.

۶٫پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و السلم می فرمایند:

یا علیُّ اَنهاکَ عَن ثَلاثِ خِصالٍ عظامٍ: اَلحَسَدُ و الحِرصُ و الکذبُ.           «بحار الانوار، ج۷۳، ص ۲۵۱»

ای علی تو را از سه خصلت بزرگ نهی می کنم: حسد ،حرص و دروغ

۷٫ امام صادق علیه السلام: لاراحَهَ لِلحَسودِ.  حسود راحتی ندارد.           «بحار الانوار، ج۷۳، ص ۲۵۲»

۸٫کان رسولُ الله صلی الله علیه و آله و سلم یَتَعَوَّدُ فی کُلِ یَومٍ مِن سِتٍّ» مِن الشِّکِ وَ الشِرکِ وَ الحَمیَّهِ وَ الغَضَبُ وَ الحَسدِ.                                                                            « خصال،  ج۱، ص ۱۶۰»

 رسول اکرم (ص) در همه روز از شش چیز به حضرت ربّ مغفره پناه می برد: شک، شرک، نخوت، خشم، تجاوز، حسد.

۹٫ امام صادق علیه السلام در روایت بسیار مهمی می فرمایند:

بَینَما موسی بنُ عمرانَ یُناجی رَبَّهُ وَ یُکَلِّمُهُ اذ رأی تَحتَ ظِلِّ عَرشِ اللهِ فَقالَ: یا ربِّ مَن هذا الذی قَد أَظَلَّهُ عَرشُکَ؟ فقال: یا موسی هذا مِمَّن لَم یحسُدِ الناسَ علی ما أتاهُمُ اللهُ مِن فَضلِهِ «تفسیرعیاشی، ج۱، ص۲۴۸»

موسی بن عمران در مناجات و سخن گفتن با حضرت حق بود ناگهان مردی را در سایه عرش خدا دید، عرضه داشت: الهی این کیست که در سایه عرش توست؟ خطاب رسید: ای موسی این کسی است که برعنایات من بر مردم حسد نورزیده است.

۱۰٫ از امیر المومنین علیه السلام : اَلحَسَدُ لایَجلِبُ اِلّا مَضَرَّهً و غیظاً یُوهنُ قَلبکَ و یُمرضُ جسمَکَ و شَرُّ استَشعَرَ قلبُ المرءِ اَلحَسَد.                                                           «بحار الانوار، ج۷۳، ص ۲۵۶»

حسد جز ضرر و خشمی که قلب را از عظمت می اندازد چیزی جلب نمی کند جسم را به مرض آلوده    می نماید و بدترین چیزی که شعار قلب مرد است حسد است.

۱۱٫ از امیر المومنین علیه السلام: الحاسِدُ مُغتاظٌ علی من ذنبَ لَهُ اِلَیهِ بخیلٌ بما لا یملِکُهُ.

                                                                                           «بحار الانوار، ج۷۳، ص۲۵۶»

حسود نسبت به کسی که گناهی بر او نیست خشمگین و نسبت به آنچه در ملکیت او نمی باشد بخیل است.

۱۲٫ از امیر المومنین علیه السلام: لامُرُوَّهَ لِکَذوبِ و لا راحَهَ لِلحَسُودِ.      «بحار الانوار، ج۷۳، ص۲۵۶»

برای کسی که زیاد دروغ حرف می زند جوانمردی نبوده  و برای فرد حسود راحتی و آسایش نیست.

برای اطلاع در مورد روایات بیشتر درباره ی حسد و مسائل مربوط به آن علاقمندان می توانند به ج ۳ اصول کافی مراجعه کنند.

انگیزه های شکل گیری حسادت:

۱٫ خباثت نفس و بخل نسبت به خیر بندگان خدا:

در گوشه و کنار عالم کسانی را می یابی که از گرفتاری و رنج و مصیبت بندگان شاد و خوش دل می شوند و از راحت و نیکویی حال و وسعت معاش آنان ناراحت و محزون می گردند.چنین شخصی هرگاه نگرانی و اضطراب احوال مردم و گرفتاری و تنگی معیشت آنان را بشنود به سبب خبث باطن و رذالت طبع در خود احساس شکفتگی و شادمانی می کند. این بیچاره نسبت به نعمت های خدا بر بندگان بخل می ورزد بدون اینکه قصد و غرضی داشته باشد و یا تصور کند که آن نعمت به وی منتقل می شود پس این خوی ناشی از خبث نفس و پستی و پلیدی طبع است.

۲٫ دشمنی و کینه توزی:

دشمن و کینه توزی بزرگترین اسباب حسد است، زیرا هر انسانی که اهل مجاهده با نفس نباشد  به گرفتاری و رنج دشمن خود شاد و فرحناک می گردد، یا به گمان اینکه این حال امکاناتی است که خداوند به خاطر او به طرف مقابل رسانده یا برای اینکه طبعاً ضعف و نابودی دشمن را دوست دارد و هرگاه نعمتی به دشمن رسد ناراحت می شوند زیرا ضد مراد و خواهش اوست و گاه تصور می کند که خود او در نزد خدا منزلتی ندارد که انتقام او را از دشمن نگرفته و بلکه به او نعمت داده و از این خیالات اندوهگین می شود.

۳٫ حب ریاست و حب مال و جاه:

پس کسی که نام و آوازه را دوست دارد طالب مدح و ستایش است از اینکه او را در فن خود بی همتای زمان و یگانه عصر خوانند و از حیث شجاعت یا علم یا عبادت یا صنعت یا جمال یا غیر این مشهور و معروف گردد. اگر بشنود که در دورترین نقاط جهان نظیرو مانندی برای او هست ناراحت و بددل می شود و به مرگ او یا زوال نعمتی که در آن با او شریک است شاد می گردد تادر فن خود از همه برتر و در ستایشی که از صنعت او می شود یکتا و بی همتا باشد.

۴٫ ترس از بازماندن از مقصود و مطلوب خود:

و این مخصوص دو نفر است که هر دو یک چیز را بخواهند، پس هر یک از آن دو در وصول به مقصود به دیگری حسد می ورزد از این جهت که آن را در  انحصار خود می خواهد مثل حسد زن و مرد نسبت  به یکدیگر در مسائل همسری، و حسد برادران با هم در نزدیکی به پدر و مادر برای دست یافتن به مال آن دو، و حسد شاگردان به یکدیگر در مورد یک استاد برای جلب توجه او، و حسد ندیمان و خواص بزرگان در نیل به منزلت و مقام در نزد صاحب منصبان وصاحبان قدرت و حکومت ها و حسد علما، وعاظ و فقهایی که اهل یک شهرند با هم در رسیدن به درجه قبول و برای دست آوردن مال و جاه و قدرت و اشتهار اجتماعی و… تلاش می کند که نسبت به دیگران توفق و برتری داشته باشند و هدف قرب الهی نباشد.

۵٫ تغزّز:

و آن عبارت است از اینکه بر او گران باشد که یکی از همگنانش از او بالاتر و برتر شود، به این گمان که اگر آن شخص به نعمت هایی دست یابد بر او تکبر خواهد کرد و او را کوچک خواهد شمرد، و او را به واسطه ی اینکه می خواهد عزیز و ارجمند شمرده شود خواهان آن است که آن نعمت به او نرسد.

۶٫ تکبّر:

و آن عبارت است از اینکه صفت تکبر بر طبع کسی غالب باشد و بخواهد بریکی از اقران برتری نماید و از او توقع انقیاد و دنباله روی داشته باشد، پس اگر نعمتی به وی رسد، چنین تصور کند که دیگر متحمل تکبر او نخواهد شد و از اطاعت و خدمت او سر باز خواهد زد، یا داعیه برابری با او یا برتری از او را خواهد داشت، و بدین سان خادم وی مخدوم او خواهد شد از این جهت در رسیدن به نعمت به وی حسد می برد و چنانکه حسد بیشتر کفّار نسبت به رسول الله صلی الله علیه وآله و السلم از این قبیل بوده که می گفتند: چگونه جوانی فقیر و یتیم بر ما مقدم شود.

۷٫ تعجب:

و این در وقتی است که محسود در نزد حاسد حقیر و نعمتی که به وی رسیده بزرگ باشد، و از رسیدن مثل وی به چنان نعمتی در شگفت شود و حسد ورزد و زوال آن را بخواهد، واز این قبیل است حسد امت ها نسبت به پیامبران خود که می گفتند: ما أَنتُم إِلّا بَشَرٌ مِثلُنا. شما جز بشری مانند ما نیستید.«زخرف، آیه ۳۱»

آثار اجتماعی حسادت: 

۱٫حسود تمام یا بیشتر نیرو و انرژی بدنی و فکری خود را صرف حسادت می کند. لذا این کار منشأ نابسامانی های اجتماعی است در حالی که در قرآن مجید در آیه ۱۰ سوره ی حشر خلاف این مطلب را  می خوانیم که ترجمه ی آن چنین است:

و کسانی که پس از آن ها ( و بعد از فتح مکه) آمدند، می گویند: پروردگارا ما و آن برادران ما را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز و در دلهایمان نسبت به کسانی که ایمان آوردند هیچ گونه کینه ای مگذار. پروردگارا به راستی تو رئوف و مهربانی ، ولی افراد حسود معمولاً ستیزه جویی، انتقام جویی و بزهکاری و پرورش رذایل اخلاقی را ترویج می دهند و توجهی به این ماأراد الهی ندارند.

۲٫ قتل ها و جنایت ها:

با توجه به حوادث روزنامه ها، فیلم های ارائه شده در تلویزیون ها و اسناد موجود و همه و همه بیانگر اثرات تخریبی حسد هستند. داستان هابیل و قابیل و حضرت یوسف علیه السلام با برادرانش نمونه ای از این اثرات سوء حسد هستند.

۳٫ از بین رفتن دوستی:

حسادت زایل کننده دوستی است با وجود حسادت اثری از دوستی و ارتباط مقبول پا برجا نمی ماندزیرا اغلب ویژگیهای شخصیتی افراد حسود دفع کننده ی ارتباطات مقبول و مطلوب است و در مجموع افراد حسود ویژگی بدبینی داشته و مثبت نگر نیستند.

۴٫ حسد بوجود آورنده ی عقب ماندگی اجتماعی می گردد، زیرا افراد حسود و تنگ نظر می کوشند دیگران را از رشد بازدارند و هرگز راضی به پیشرفت دیگران نبوده و به تبع آن پیشرفت های اجتماعی دیگران را تحمل نمی کنند.

آثار جسمانی حسد:

افراد حسود معمولاً افرادی رنجور، حساس، عصبی، پرخاشگر و افسرده می باشند. دستگاه های مختلف بدن تحت تأثیر این حالت روحی دچار بیماری می گردد. امیر المومنین علیه السلام می فرمایند:

اَلحَسَدُ لایَجلِبُ إِلّا مَضَرَّهً و غیظاً یُوهِنُ قَلبَکَ و یُمَرِّضُ جِسمِکَ.             «بحار الانوار، ج۷۰، ص۲۵۶»

حسد جز زیان و خشمی که قلب تو را سست می کند و بدنت را بیمار می سازد ثمری به بار نمی آورد.

ویژگی های شخصیتی افراد حسود:

۱٫افراد حسود معمولاً تنگ نظر و اغلب از جامعه دور بوده و در تعامل اجتماعی معمولاً نمره کمتری دارند این قبیل افراد به طور مرتب در حال خودخوری بوده و دچار چالش های درونی با خود هستند. سلسله اعصاب آشفته ای دارند و به شدت عصبی می شوند که در نتیجه دچار اختلال در رشد و عملکرد قسمت های مختلف بدن و بسیاری عوارض جسمانی خواهند شد مردان اغلب رفتار تند دارند و زنان نامهربانند.

۲٫ بی مهری یا قطع رابطه از شخص و پنهان کردن صفات برجسته و به طوری که حتی نمی خواهد سخنی از او بشنود در ظاهر همراه ولی در باطن میل به شنیدن سخنان محسود ندارد هرچند این سخنان به خیر و صلاح وی باشد.

۳٫ پشت سر افراد غیبت می کنند در روبرو تملّق می گویند و از گرفتاری دیگران شاد می شوند.

۴٫ امیر المومنین علیه السلام می فرمایند: زود خشمگین می شوند و کینه ی آنها، دیر از دل بیرون می رود. (یعنی کینه ورز هستند).

۵٫ امام صادق علیه السلام می فرمایند: نصیحت و خیرخواهی از حسود محال است.

دو داستان از بیماری حسادت:

داستان اوّل: در اینجا داستانی از زندگانی حضرت عیسی بن مریم (ع) را که از داود رقی نقل شده است   می آوریم:

داود رقی گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که می فرمود: از خدا پروا کنید و بر یکدیگرحسد مبرید.

 همانا از مقررات دینی عیسی بن مریم گردش در شهرها بود در یکی از گردش ها مردی کوتاه قد که غالباً ملازم عیسی علیه السلام و از اصحاب آن حضرت بود همراهش شد، چون عیسی علیه السلام به دریا رسید با یقینی درست فرمود بسم الله و بر روی آب راه رفت چون مرد کوتله قد عیسی علیه السلام را دید که بر روی آب می گذرد او هم با یقینی درست گفت بسم الله و بر روی آب به راه افتاد تا به عیسی علیه السلام رسید، آنگاه خودبینی او را گرفت و با خود گفت: این عیسی روح الله است که بر روی آب می رود و من هم روی آب راه می روم پس او را بر من چه فضیلتی باشد؟ آنگاه در آب فرورفت و از عیسی علیه السلام فریاد رسی می خواست، عیسی دستش را گرفت و از آب بیرون آورد و به او گفت ای کوتاه قد چه گفتی   ( که درآب فرو رفتی)؟ گفت: من گفتم: این روح الله است که بر روی آب راه می رود و من هم روی آب راه می روم ومرا خودبینی فراگرفت، عیسی علیه السلام به او فرمود: خود را در جایی گذاشتی که خدایت در آنجا نگذاشته پس خدا به سبب این گفتار، تو را مبغوض داشت، از آنچه گفتی به سوی خدای عزوجل توبه کن. امام علیه السلام فرمود: آن مرد توبه کرد و بر رتبه ای که خدا برایش قرار داده بود برگشت، پس از خدا پروا کنید و بر یکدیگر حسد نبرید.

امام صادق علیه السلام می فرمایند: إِنَّ المُومِنُ یَغبطُ وَ لا یَحسدُ وَ المنافقُ یَحسِدُ وَلایغبِطُ. مومن غبطه برد و حسد نبرد ولی منافق حسد برد و غبطه نبرد.

داستان دوم:

حسد بیماری مهلک و عجیبی است که گاهی آتش این بیماری دامن خود انسان را گرفته و به دیار عدم و نیستی ومرگ و هلاکت می برد نویسنده کتاب «الضوء اللامع» داستان عجیبی درباره ی حسد نوشته که خلاصه ی آن را در اینجا می آوریم.

مردی معاصر با موسی الهادی بود در بغداد می زیست نسبت به یکی از همسایگان خود حسد می ورزید و با تمام امکاناتش علیه او می کوشید ولی نتوانست به او زیانی برساند برده خردسالی را خریداری کرد و او را تربیت نمود تا سرانجام پا به سن جوانی و رشد گذاشت. روزی به او دستور داد که وی را روی پشت بام منزل حریف مورد حسدش به قتل رساند تا همسایه او را به جرم قتلش دستگیر کرده و اعدام کنند. کاردی را تهیه کرده آن را تیز و بُرّا ساخت و در اختیار غلامش قرار داد و گواهینامه یا وصیت نامه ای را نوشت که بر طبق آن غلام مذکور پس از مرگش باید آزاد شود و حدود یک ثلث از اموالش را به او بپردازند. این مرد حسود شفاهاً نیز به غلام گفت که پس از کشتن من آزادی و به هر کجا که دلت می خواهد می توانی مسافرت کنی.

مرد حسود غلام را پس از آنکه از چنین کاری سخت امتناع می ورزید وادار به اطاعت از فرمان خود ساخت. غلام به او می گفت من از خدا نسبت به جان تو بیمناک هستم ای مولای من چرا برای کاری که معلوم نیست بر وفق مرادت انجام گیرد جانت را به خطر می اندازی؟ و بر فرض هم که مطابق میل تو این کار به ضرر همسایه ات تمام شود پس از مرگ تو چه سودی عاید تو خواهد شد.

مرد حسود نیمه های شب از بستر بیرون آمد و غلام را از خواب بیدار کرد و غلام با چهره ای سرشار از بیم و هراس از جا برخاست چاقوی تیز را در اختیار غلام قرار داد و آرام آرام روی بام خانه همسایه رفتند، مرد حسود روی زمین خوابید و بدنش را در برابر قبله قرار داد و به غلام گفت: زودتر کار را تمام کن، غلام چاقو را به حلق او آشنا ساخته و رگ های گردن او را برید و به بستر خود بازگشت و او را در حالیکه در خون خویش می غلطید رها کرد.

بامدادان اهل منزل دیدند که از پدر بچه ها خبری نیست، سرانجام پس از تجسس کافی بدن بی سر او را بر روی پشت بام همسایه یافتند و همسایه را دستگیر کردند اما وقتی برای موسی الهادی حقیقت قضیه مکشوف گردید او را آزاد ساختند. هر دوداستان از کتاب دیار عاشقان آقای حسین انصاریان از انتشارات پیام آزادی نقل گردیده است.                                              «سند سفینه البحار، ج۱،ص۲۵۱»

فتاوای بزرگان شیعه در مورد حسد

قسمتی از آن فتاوا را در ذیل می آوریم:

۱٫شیخ مفید می فرماید: گواهی و شهادت فاسق و کینه دار و حسود پذیرفته نمی شود.

۲٫ ابن ادریس در«سرائر» فرموده است: حسد حرام است و نگهداری خود از آن واجب است.

۳٫علامه حلی می فرماید: حسد حرام است وهمچنین دشمنی با مومن و آشکار کردن آن، دو برنامه ای است که ثابت کننده بی عدالتی است.

۴٫ محقق در کتاب با عظمت شرایع می فرماید: حسد گناه است و همچنین دشمنی با مومن و آشکار ساختن آن فاسدکننده عدالت است.

۵٫ شهید اول در کتاب «دروس» در شماره گناهان کبیره که منافی با عدالت است فرموده: و آشکار ساختن حسد به مومن و دشمنی با او گناه است.

۶٫ شهید ثانی در «مسالک» فرموده بین فقهای اسلام در حرام بودن حسد و دشمنی با مومن مخالفتی نیست و نهی از آن و وعده عذاب در اخبار فراوان است و هر دو از گناهان کبیره و فاسد کننده عدالتند. خواه تنها در دل و نهان باشد و یا بوسیله دست و زبان آشکارش کنند.

۷٫ محقق مازندرانی در شرح اصول کافی از کسانی است که حرمت حسد را مسلم دانسته اند.

۸٫ فاضل مقداد از مبسوط شیخ طوسی نقل می کند که اگر حاسد حسد خود را به نیت ستم آشکار کرد فاسق است.

۹٫ علامه مجلسی در شرح کافی و بحار الانوار فرموده: مشهور فقها فرموده اند حسد حرام است مطلقاً،یعنی خواه آن را آشکار کند یا نکند و برخی فقها به ملاحظه ی پاره ای از اخبار آشکار کردن آن را حرام دانسته اند.

۱۰٫ محقق خوانساری معروف به آقا جمال در شرح این جمله امیرالمومنین علیه السلام فرمود: دوری کن از حسد زیرا آن بدترین و زشت ترین خصلت است.

حسادت از دیدگاه روان شناسان:

۱٫حسادت چیست؟

حسادت واکنش هنجاری است که فرد نسبت به از دست دادن محبت واقعی، فرضی و یا تهدید به آن از خود نشان می دهد. در بسیاری از موارد حسادت نتیجه طبیعی خشم است و به تدریج به صورت نگرش نفرت نسبت به افراد بدل می شود. فرد حسود در روابط خود با شخص مورد علاقه اش احساس ناامنی می کند و به خاطر از دست دادن پایگاه خویش در رابطه با محبت شخصی، احساس خطر می کند خانم دکتر شکوه نوابی نژاد علت حسادت را با توجه به ماهیت آن بسته به تربیت فرد می داند که در هر صورت به ناشادی فرد حسود می انجامد.

حسادت در کودکی بر نگرشهای فرد نسبت به افراد و جهان نه تنها در دوران کودکی بلکه در سراسر زندگی خویش اثر   می گذارد. حسادت مستقیم به صورت لگد زدن، ناخن کشیدن، کتک زدن رقیب و … از طرف حسود نشان داده می شود ولی واکنش های غیرمستقیم حسادت به شکل های شب ادراری، انگشت مکیدن، جلب توجه، ترس های تازه، دل بهم خوردگی، خرابکاری، بدزبانی، فحاشی و گاه ابراز محبت غیرعادی نشان داده می شود.

روان شناسان معتقدند که در حسادت تفاوت جنسی و سنی وجود دارد در هر ۳ کودک حسود ۲ نفر دخترند. نقطه اوج حسادت یکی در ۳ سالگی و دیگری درست قبل از بلوغ حدود۱۱ سالگی است. حسادت را فرزندان بزرگتر بیشتر از بقیه تجربه می کنند و در خانواده های کم جمعیت بیشتر از پرجمعیت تجربه می کنند در مجموع حسادت را ایشان محصول موقعیت خانوادگی بویژه نگرش مادر و روش های انضباطی او می داند.

۲٫ کتاب دائره المعارف روانکاوی ترجمه عنایت اله شکیباپور درباره حسادت اینگونه می نویسد:

حسادت احساسی است عمیق ومنفی و بنا به عقیده والون احساس تدریجی است که دارنده آن از درکش لذت می برد بنا به عقیده لاکان یک نوع سنجش روانی در مقابل رقیب است و این احساس از آن جهت است که همیشه درباره آنچه که دارد اظهار نگرانی می کند و نمی خواهد آنچه را که مال خودش است به تصرف دیگری درآید حسادت در کودکان انگیزه ابتدایی آن از رابطه کودک با مادر سرچشمه می گیرد مخصوصاً در مواقعی که پدر و مادر بین دو کودک تفاوت قائل شوند.

حسود موجودی است که در خودش تمرکز یافته و همیشه در نگرانی و اضطراب به سر می برد و قبل از دیگری خودش را دوست دارد و نمی تواند نسبت به دیگران احساس محبت کند و حتی ممکن است از آن ها متنفر باشد او می ترسد ارزشش را لگد مال کنند و می خواهد دیگران او را بزرگ بدانند و احترامش را نگاه دارند تا وقتی که کسی از خودش خارج نشود (لاک زدایی) نمی تواند از حسادت رهایی یابد و این حالت را در روان شناسی درون گرایی گویند.

۳٫ طرفداران تکامل منش معتقدند که حسادت بی ارتباط با ارضای نفس نیست و ارضای عزت نفس خود را به وجوه مختلف ظاهر می کند در اول تحصیل افرادی که در تحصیل خوشبختی دچار مشکل نگردیده اند دارای عزت نفس مقبول می باشند. مرحله دوم استقلال طلبی و کسب قدرت است. مرحله سوم کبر و غرور که از آفت های نفسی بوده و شخص مبتلا به این بیماری از نظر نفسی در ارتباط با ارضای عزت نفس دچار بحران می گردد. مرحله چهارم احتیاج به ارزیابی شخص از هیجانات روحی که دقیقاً مورد شناسایی قرار گرفته و این هیجانات در کنترل شخص قرار گیرند و اصولی مدیریت شوند در نهایت حس تملک افراد است که سبب می شود به تصرف چیزی پرداخته  و اراده خود را به دیگری تحمیل نماید.

۴٫ در کتاب با تربیت مکتبی آشنا شویم از دکتر رجبعلی مظلومی در ارتباط با حسد این چنین می خوانیم:

حسد یکی از آفات تربیت است. انسان حسود گرچه در راه مکتب قدم می گذارد و به خدای واحد هم ایمان دارد و بین حق و باطل، جانب حق را انتخاب کرده است اما در ضمن حرکت کسالتی او را از حرکت بازمی دارد و مانع پیشرفت اوست حسد یکی از این گونه آفات و کسالتهاست.

حسد مستقیماً به ایمان و اعتقاد انسان لطمه می زند حسد به جسم انسان نیز آسیب می رسند و بر اثر بیماری روحی و نفسانی، جسم او نیز نحیف و رنجور می گردد. شاهد مطلب فرمایشاتی است که در ذیل از مولای متقیان درج می کنیم:

حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

۱٫الحسدُ یُفنی الجَسَد          حسد بدن را از بین می برد.

۲٫ الحَسودُ ابداً علیلٌ          حسود برای همیشه ناخوش و علیل است.

۳٫ الحَسَدُ یُذیبُ الجسد       حسد بدن را مثل موم در برابر حرارت آب می کند.

۴٫ الحسودُ دائم السَّقم        حسود پیوسته مریض است.

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه فیض الاسلام ص۲۳۹ در مورد ویژگی های افراد حسود چنین می فرمایند: ثنا گفتن و تمجید بیشتر از حد یا ثنایی کمتر از آنچه سزاوار است.

از ویژگی های بارز افراد حسود از دیدگاه روان شناسی بدگویی و غیبت می باشد که در گویاترین شکل در این قبیل افراد خود را متجلی و ظاهر می سازد هرچند که ظاهراً این افراد خود را پشت قالبهای دیگر حفظ کنند.

۵٫ در فرهنگ تعلیم و تربیت ص۵۴۱ راجع به حسادت این چنین می خوانیم:

یک نوع اختلال رفتاری در کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان می باشد و در اکثر موارد زمانی بروز می کند که رقابت و هم چشمی مطرح باشد واکنش حسادت در (۱-۵) سالگی حالت طبیعی دارد که در نتیجه توجه پدر و مادر به فرزند تازه متولد شده بوجود می آید که در این صورت فرد یا کودک قبلی مورد غفلت قرار می گیرد و این حالت بروز می کند این نوع حسادت در بزرگسالی حالت اختلال رفتاری و روانی به خود می گیرد و شخصیت افراد را دگرگون می سازد و آنان را برای بروز رفتارهای غیراصولی مستعد      می کند.

۶٫یکی از روان شناسان به نام پیتراشتانیکرون Piterashtanicron با متأثر شدن از کتاب لاتَقتُل نَفسَکَ (خود را به قتل مرسان) می نویسد ممکن نیست انسان زندگی سعادتمندانه ای داشته باشد در حالی که در درون جانش حسد رخنه کرده است. حسد تمامی مجاری حیات را مسموم می کند بسیاری از بیماری های خونی به خصوص زخم معده و روده ناشی از حسد است هر کجا زخم معده و روده ای یافتید ریشه هایی از حسد در آن وجود خواهد داشت.

۷٫حسد از دیدگاه روانکاوی:

نظر فروید روانکاو و آنالیزگر مسائل روانی نسبت به حسد این است که حسد یک بیماری روحی است ترکیب یافته از حزن و اندوه در اثر از دست دادن چیزی و این فکر توأم است با ضربه و ضایعه نارس خودشیفتگی یعنی از دست دادن ارزش شخصی با احساسات خصمانه و انتقاد از خود یعنی خرده گیری و سرزنش از شخص خود برای چیزی که از دست داده است.

درمان حسادت:

۱٫برای درمان حسادت در وهله ی اول باید از خداوند کمک گرفت و از او خواست که این آفت نفسی را درمان کند. و ذلت های انسان را به عزت تبدیل کند زیرا کسی که حسود است واقعاً به این باور نرسیده است که تمام کمالات از خداست و باید به درگاه او رجوع کرد و هر آنچه را که او صلاح دید بر انسان عطا می کند چه بسا انسان چیزی را بخواهد که مستحق آن نبوده و یا صلاحش بدست آوردن آن خواسته نباشد اگر انسان بتواند این معنا را باور کرده و وجدان کند که همه ی رشد ها از اوست و درمان فقرها نیز از اوست محلی برای رشد این آفت نفسی نخواهد بود اولین نسخه حسادت ایمان کامل بر خداوند و توجه به نعمت هایی است که از طرف او با توجه به مصلحت ها بر مردم عرضه می شود با خود سازی، داشتن تقوی و عمل به سفارشات ائمه از او بخواهیم که خصلت های رذیله غرور و تکبر را از ما زایل ساخته و بستری برای رشد آفت نفسی حسد باقی نگذارد و مزه واقعی توکل بر خدا را به ما بچشاند.

۲٫ پدران و مادران از توجه بیش از حد و یا کمتر از حد نیاز بر فرزندان خویش اهتراز جویند.

۳٫ فرهنگ تبعیض را در خانواده ها و در محیط های همراه با بی عدالتی رشد ندهند. بیشترین محل رشد و نمو بذر حسادت در محیط های تبعیض دار و فرهنگ حاکم بی عدالتی است.

۴٫ مسئولین فرهنگی، گردانندگان اجتماع و دست اندرکاران تربیتی بیشترین تلاش خویش را در بالا بردن عزت نفس قرار دهند چون اغلب افراد حسود از بی اعتمادی به نفس رنج می برند و در نتیجه آن، دچار حسد می گردند.

۵٫ فاصله انتظارات افراد را بین آنچه می خواهند و آنچه واقعاً هستند کم کنند و یا آگاهی افراد را در هر شکل ممکن در این زمینه افزایش دهند به این مفهوم که افراد خود واقعی خویش را دقیقاً بشناسند و در ارزیابی واقعی خویش دچار اشتباه نگردند که در نتیجه عدم ارزیابی دقیق از توانایی ها و مقایسه خویش با دیگران بیشتر با خرد جمعی خود را وفق دهند و خود را یکه تاز میدان ندانند.

۶٫ گاهی افراد خود را یک سر و گردن از دیگران بالاتر می دانند که در نتیجه این خود بزرگ بینی و نادیده انگاشتن توان بالای دیگران افراد را در توهم اندیشه ناسالم اجتماعی قرار می دهند و آنان را به طرف تک اندیشی سوق می دهند این نوع نگرش، افراد را از همراهی یا خرد جمعی باز داشته و زمینه همکاری با گروه را از آنان می گیرد و به یک غرور و یا تکبر نامرئی مبتلا می سازد و در نتیجه این گونه افراد غیر از خود کسان دیگر را صاحب رأی و اندیشه نمی دانند و اینجاست که آفت حسادت هم به اشکال مختلف جلوه گری می کند.

۷٫مهارت های زندگی افراد را باید بیشتر تقویت نمود و یکی از این مهارت ها همراهی و همکاری با اندیشه های جمعی است توجه به توانایی های جمعی و توان همراهی با جمع قسمتی از آفت های نفسی را از بین می برد و در نتیجه به کم کردن مساله حسادت کمک کرده و فرد را تا حدی نجات می دهد واو را از خود محوری و آفت های روانی و جسمانی می رهاند.

۸٫ توجه به استقلال افراد فرصت را برای ابراز وجود آنان فراهم می کند با توجه به نکات مثبت افراد می توان از عوارض حسادت کاست و آنان را با تقویت ویژگی های مثبتشان افراد کاری و مقبول ساخت.

۹٫ایجاد بستر سالم به اشخاصی که تشخص طلبی داشته و در نهان خانه دل مجموعه ای از عقده های  انباشته شده دارند و به آنچه که باید از طریق اصولی و ایجاد امکانات محیطی می رسیدند نرسیده اند زمینه را برای آفت زدایی فراهم می کند و آن مراحل رشد را که اصولی طی نکرده بودند تا حدی جبران می نماید.

۱۰٫ تقویت اراده افراد با پرورش و تقویت خویشتن پنداری مثبت که افراد رفتارشان را از خودستیزی و جامعه ستیزی به اجتماع پسندی و اجتماع گرایی منتقل کنند و خلاف مسیر رفتارهای اجتماعی طی طریق ننمایند و با توجه به اثرات مثبت اندیشی می توان افراد حسود را از این مهلکه نجات داد البته مراد از همسویی با رفتارهای اجتماعی آن دسته از رفتارهایی است که مقبول عرف و شرع می باشد.

۱۱٫ مطالعه احوال بندگان مخلص خدا خصوصاً گفتار و سیره ائمه اطهار علیهم السلام تأثیر بسزایی در کم کردن این آفت نفسی دارد. و از آنجا که مطالعه زندگی پیشوایان و رهبران دینی مخلص برای این افراد مفید بوده و تأثیرات مثبتی در کاستن حسادت آنان خواهد داشت لذا به آنان پیشنهاد می گردد.

۱۲٫ مطرح شدن ناخوش آیند این آفت نفسی یا رذایل اخلاقی در نظام خانواده یکی از راه های موانع رشد این بیماری است اگر پدر و مادر و مربیان جامعه عملاً به این خصیصه ناشایست توجه نداشته باشند و در درون خانواده و یا موسسه های آموزشی زمینه رشد را برای این بذر نامطلوب بوجود نیاورند اثر مثبت در عدم رشد آن خواهد داشت.

۱۳٫ پرهیز از تشخص طلبی در محیط های تربیتی و جاه طلبی خصوصاً در نظام تربیتی خانواده توسط والدین و سایر الگوهای رفتاری فرد برای کودکان و نوجوانان اثرات مثبتی برای از بین رفتن این ضایعه ی روحی و روانی خواهد داشت زیرا پرهیز از جاه طلبی فضای مناسب تربیتی و بستر خوبی برای رشد معنویت ها و تسلیم شدن ها در قبال فضیلت ها و ارزش های اخلاقی را فراهم می کند.

۱۴٫در نهایت توجه بر این اصل که رشد خویش را در رشد دیگران دیدن و آنچه را که بر دیگران طلب می کند برای خود نیز همان را طالب گردد، و اندیشه بر این تمنای دلی که آن را که برای غیر می خواهم برای خود بخواهم چه می شود؟ آیا سبب رشد من نیز خواهد بود و آنچه را که در ذهن و دل خویش دارم مفید به حال خویش و دیگران است یا خیر در حقیقت به تزکیه نفس و دل خویش بیشتر بپردازد که جایگاه حسد در دلهاست.

 ۱۵٫ آخرین قسمت درمانی حسادت را با استعانت از خداوند متعال و در خواست خالصانه با قلبی سلیم که پروردگارا خود این بیماری و آفت نفسی را که جان سوزد و مخرب ریشه فضای معنوی و خشکاننده فضیلت هادر وجود انسان است از انسان ها بدور داشته و لذت زندگی بدور از حسادت را به همه انسان ها و ما بچشان.

                                                                                            آمین یا رب العالمین

____________________________________________________________________________________________

منابع قابل استفاده:

۱٫قرآن کریم، ترجمه ابوالفضل بهرام پور، انتشارات هجرت

۲٫ فرهنگ عمید، تالیف حسن عمید، انتشارات امیرکبیر

۳٫ مفردات راغب اصفهانی، دفتر نشر کتاب

۴٫ فرهنگ تعلیم و تربیت، دکتر سید داود حسینی و اصغر علی اقدم

۵٫ دائرهالمعارف روانکاوی، عنایت اله شکیباپور، کتابفروشی فروغی

۶٫ نهج البلاغه محمد دشتی، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین علیه السلام

 ۷٫ تفسیر پرتوی از قرآن آیت اله طالقانی، شرکت سهامی انشار

۸٫ تفسیر اثنی عشری شاه آبادی، انتشارات میقات

۹٫ تفسیرنمونه، محسن قرائتی، دارالکتاب اسلامیه

۱۰٫ با تربیت مکتبی آشنا شویم، دکتر رجبعلی مظلومی، انتشارات امیر کبیر

۱۱٫ رفتارهای بهنجار و نابهنجار، دکتر شکوه نوابی نژاد، انتشارات رشد

۱۲٫ روان شناسی ژنتیک، دکتر محمود منفرد، انتشارات رشد

۱۳٫ روان شناسی عمومی از نظریه تا کاربرد، ترجمه سید یحیی سید محمدی، انتشارات ارسباران

۱۴٫ دیار عاشقان، حسین انصاریان، انتشارات پیام آزادی

۱۵٫ تفسیر نهج البلاغه، آیت اله مکارم شیرازی، پیام امام جلد ۱۳، انتشارات امام علی بن ابیطالب علیه السلام

 ____________________________________________________________________________________________

فهرست مطالب

حسادت از دیدگاه علمای اخلاق ومعصومین علیه السلام…………………………………………………

تعریف حسادت ………………………………………………………………………………………………………

تفاوت حسد و غبطه…………………………………………………………………………………………………

حسادت در قرآن……………………………………………………………………………………………………..

حسادت در روایات………………………………………………………………………………………………….

انگیزه های شکل گیری حسادت…………………………………………………………………………………

آثار اجتماعی حسادت……………………………………………………………………………………………….

آثار جسمانی حسادت……………………………………………………………………………………………….

ویژگی های شخصیتی افراد حسود……………………………………………………………………………….

داستان هایی ازحسادت……………………………………………………………………………………………..

فتاوای بزرگان شیعه در مورد حسادت…………………………………………………………………………

حسادت از دیدگاه روانشناسان……………………………………………………………………………………

درمان حسادت………………………………………………………………………………………………………..

منابع قابل استفاده………………………………………………………………………………………..

 استاد علی رحیمی

خبرنامه آرمان مهدویت

یک نظر

  1. بسیار عالی بود.ممنون

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*